۱۳۹۱ مرداد ۴, چهارشنبه

سقوط بشار اسد و تولدی دیگر برای خیزش مردمی در ایران


میهن ما آبستن حوادث است. حوادثی بسیار هولناک. این را، هم ما میدانیم هم کشورهای خارجی‌... خطر حمله نظامی هر روز جدی‌تر و جدی تر میشود. اسرائیل منتظر یک جرقّه است، یک بهانه، که جنگ را آغاز کند. عملیات تروریستی بر علیه اسرائیلی‌ها ، ریشه آن یا به حزب الله لبنان یا به ایران و یا هردو برمیگردد.
از صحبت‌های آقای رامنی کاندیدای جمهوری خواهان و رقیب آقای اوباما نیز می‌توان این نکته را به راحتی درک کرد. انتقاد شدید وی به سیاست اشتباه اوباما در برابر ایران و سوریه، نشان دهنده این میتواند باشد که اوباما ناچار است یک "اس" رو کند و سیاستش را ۱۸۰ درجه تغییر دهد.

 این بار اگر بپا خیزیم، کسی‌ ما را به خانه‌هایمان برنمیگرداند، کسی‌ هم از شعار‌های انحرافی ما ایرادی نخواهد گرفت. این بار ما بلا تکلیف نیستیم و میدانیم خواسته هامان فرای این نظام است.

نظام هم از طرفی‌ توان سرکوبش، هم از نظر مالی‌ و هم از نظر تعداد افراد لباس شخصی‌‌هایش شدیدا کاهش یافته. 

این فرصتیست برای تولدی دیگر از اعتراضات مردمی و آغازی برای سرنگونی رژیم. 

این شاید آخرین فرصت ما باشد ولی‌ یک فرصت طلائی است. از دستش ندهیم.

سرنوشت نظام حاکم بر ایران به سرنوشت نظام بشار اسد چنان گره خورده، که حتا پس از کوتاه آمدن چین و روسیه، ایران هنوز بر سر مواضع خود و حمایت از رژیم خونخواری چون خودش، دست بر نداشته. 
این روز‌ها پیامک‌های زیادی در حال گردش هستند که بسیار امیدبخشند. احساسی‌ آمیخته از خشم و هیجان در دل‌ مبارزین مانند نبض میزند. نگاه‌ها در کوچه و خیابانها هزاران سخن می‌گویند. گاهی‌ مردم یواشکی با انگشتان خود یک علامت "وی" به یکدیگر نشان میدهند.


 اسد سقوط كند (كه ميكند!) رژيم جمهورى اسلامى هم ديرى نخواهد كشيد تا سقوط كند. (كه ميكند!)

ترس جمهوری اسلامی از مردم است، از مردمی متحد و با اراده. ترس ما از چیست؟  

نيروها را انسجام دهيم، با اپوزيسيونى متحد وارد عمل شويم و خود را براى فاز جديدى از مبارزه و برنامه ريزى شده اماده كنيم.

خيزش مردمى اماده تولدى ديگر است. 

پاينده ايران

ارتونیس (سوگل) ۴ مرداد، ۱۳۹۱ 

Artunis, July 25th 2012



۱۳۹۱ تیر ۲۱, چهارشنبه

و این پنجاه و شش نفر ...

تاریخ آمریکا را این ۵۶ نفر رقم زدند.
در سال ۱۷۷۶ ، ۵۶ نفر با هم توافق رسیدند تا راه چاره‌ای پیدا کنند و کشورشان (نمایندگان ۱۳ کلونی مستعمره به نمایندگی از مردم آمریکا) از زیر سلطه انگلیس آزاد سازند.

اعلامیه معروف استقلال آمریکا را نوشتند و هر ۵۶ نفر پای آن را امضا کردند.


این اعلامیه پایه و اساس آمریکای آزاد امروز را بنا نهاد. چیزی که با امضای ۵۶ نفر آغاز شد! ۵۶ نفر که با هم اتحاد کردند نه برای خواسته‌های فردی و یا حزبی بلکه برای آزادی کشور و مردمشان.
یک نکته تاریخی :
همانطور که در عکس مشاهده می‌کنید، امضای جان هنکاک "John Hankock" که از همه بزرگتر دیده میشود، به خاطر خود نمأیی و یا نشان دادن سر بودن خود به بقیهٔ افراد نبود. بلکه یک نوع سمبل اعتراضی و شجاعت وی را میرساند زیرا حاکمین انگلیس برای سر او پاداش کلانی تعیین کرده بودند. وی بعد از امضا این جمله را عنوان می‌کند: "این را انگلیسی‌ها بدون عینک هم میتوانند بخوانند، بگویید پاداششان را دو برابر کنند."
این ۵۶ نفر که برای نسل‌های بعدی آمریکا افتخار آفرین هستند، به ریسک‌ها و خطراتی که پس از امضای این اعلامیه متوجهشان بود، واقف بودند ولی‌ با این وجود می‌دانستند که برای رسیدن به آن آزادی و استقلال که شایسته مردم و کشورشان بود و رویایی که آن را شاید سالها در سر داشتند، می‌بایست از یک جا آغاز کرد و تا پای جان ایستادگی کرد.
این افراد شخصیت هایی با نفوذ و معروف در جامعه، با تحصیلات بالا، انسان هایی با استعداد و روشنفکرانی بودند که هر کدام در حرفه‌های مختلف تخصصی داشتند.
وکیل حقوقی، آگرونومیست (مهندس کشاورزی)، آرشیتکت، فیزیکدان، موسیقی‌دان، دانشمند، فیلسوف، ناشر، معلم، بیزنس من و سرمایه دار، نویسنده، مخترع، سیاستمدار، طیف مذهبی‌ و بسیاری از دیگر مشاغل که متحد ایستادند

زیرا یک رویای مشترک در سر داشتند؛
آمریکا را تبدیل به یک کشوری آزاد سازند تا شهروندان آن دیگر زیر هیچ نوع سلطه‌ای سرکوب نشوند.
اسامی امضاکنندگان که کم و بیش با برخی‌ از این نام‌ها آشنا هستیم به شرح زیر می‌باشد:

Connecticut (4): Roger Sherman, Samuel Huntington, William Williams, Oliver Wolcott
Delaware (3): Caesar Rodney, George Read, Thomas McKean
Georgia (3): Button Gwinnett, Lyman Hall, George Walton
Maryland (4): Samuel Chase, William Paca, Thomas Stone, Charles Carroll of Carrollton
Massachusetts (5): John Hancock, Samuel Adams, John Adams, Robert Treat Paine, Elbridge Gerry
New Hampshire (3): Josiah Bartlett, William Whipple, Matthew Thornton
New Jersey (5): Richard Stockton, John Witherspoon, Francis Hopkinson, John Hart, Abraham Clark
New York (4): William Floyd, Philip Livingston, Francis Lewis, Lewis Morris
North Carolina (3): William Hooper, Joseph Hewes, John Penn
Pennsylvania (9): Robert Morris, Benjamin Rush, Benjamin Franklin, John Morton, George Clymer, James Smith, George Taylor, James Wilson, George Ross
Rhode Island (2): Stephen Hopkins, William Ellery
South Carolina (4): Edward Rutledge, Thomas Heyward Jr., Thomas Lynch Jr., Arthur Middleton
Virginia (7): George Wythe, Richard Henry Lee, Thomas Jefferson, Benjamin Harrison, Thomas
Nelson Jr., Francis Lightfoot Lee, Carter Braxton
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من ایمان دارم و به این اصل باور دارم که ما ایرانیان نیز ۵۶ نفر، ۸۰ نفر، ۱۰۰ نفر یا بیشتر را دارا میباشیم که دارای یک رویا و هدف مشترک میباشند و به نمایندگی از مردم ایران، نه تنها خود محوری را کنار گذاشته اند بلکه حاضرند قیل و قال‌های دیرینه حزبی خود را نیز کنار بگذارند و به عنوان رهبران افکار عمومی‌ ، صاحب نظران مملکت بدون داشتن هر گونه ارتباطی‌ با نظام مستبد حاکم در ایران و بدون اینکه قصد داشته باشند این خوراک مسموم جمهوری اسلامی را با زدن ادویه‌های خوش رنگ و بود دوباره به خورد مردم ما بدهند، بتوانند دور یک میز بنشینند، دست به دست بدهند و پای اعلامیه آزادی ایران را امضأ کنند و تا ایران را از زیر سلطه ملایان و جمهوری ننگین اسلامی آزاد نکردند و شرایط انتخابات آزاد برای تعیین سرنوشت این کشور توسط خود مردم را فراهم نکردند، اتحاد خود را از دست ندهند و از پای ننشینند.
به این اصل باور دارم ، ولی‌ هنوز نمیدانم اسامی این افراد چیست.

در اصل این مردم ایران هستند که تاریخ خود را رقم میزنند ولی‌ نمایندگان این مردم و این پیشگامان چه کسانی‌ خواهند بود؟
این شیر مردان و زنانی که تاریخ ایران را رقم خواهند زد و در کتب تاریخی و درسی‌ ثبت خواهند شد و باعث افتخار همه ما ایرانیان چه این نسل چه نسل‌های آینده خواهند بود، چه نام دارند؟
بیصبرانه منتظر خواندن امضای این نامها، پای اعلامیه آزادی ایران هستم.
پاینده ایران

ارتونیس (سوگل) ، ۲۱ تیر ۱۳۹۱
Artunis, July 11th 2012

۱۳۹۱ تیر ۱۷, شنبه

کابوس شبهای من و زمانی‌ برای تصمیم

روی لبه تیغ راه رفتن را میشناسید ؟

دیشب کابوسی دیدم که از حقیقت امروز من و تو دور نبود.

خواب دیدم روی لبه تیغی ایستادم و آتشی به بزرگی‌ مساحت کّل ایران زیر پایم فروزان است و سرکشی می‌کند. مه‌ بزرگی‌ جلوی چشمانم را گرفته بود ، می‌دانستم مقصد دور نیست ولی‌ آن را نمی‌دیدم. چه باید کرد؟ ایستادن غیر ممکن بود . تیغ داغ تر و داغ تر میشد ، پاهایم می‌سوخت!
درد عجیبی‌ بود. استخوان‌هایم فریاد شکستن سر داده بودند، سرم گیج میرفت، خسته بودم . اگر پایم لیز میخورد دو شقه میشدم.  راه باز گشتی بود ؟ بییشتر راه را پیموده بودم ، به عقل جور در نمی‌آمد برگردم. با این وجود پشت سرم را نگاه کردم ، ناگهان دیدم جمعیتی بیشمار پشت سرم روی لبه همان تیغ بودند . مثل من گرفتار !  نگاهی‌ به فرد پشت سرم کردم ، نگاهش مانند من پر از نگرانی‌ و ترس بود. به پاهایش نگاه کردم ، پاهایش ماند من از داغی‌ در حال سوختن بود، بدنش می‌لرزید . با نگاهش به من فهماند درد من و تو یکیست با هم به فکر چاره باشیم.

دستم را دراز کردم و گفتم: یا با هم از این وضع جان سالم به در می‌بریم یا جدا از هم شقه می‌شویم و نابود. 

زمانی‌ برای تصمیم بود ! زمانی‌ بود که باید به فکر چاره می‌بودیم. هیچ کدام به تنهایی قادر نبودیم راهمان را ادامه بدهیم.

گفت: اگر دستم را بهت بدهم و تو پایت لیز بخورد من را هم با خود به زیر خواهی‌ کشید ! گفتم: نگران نباش دستت را به پشت سریت بده و او هم به پشت سریش، هر کدام پایمان لغزید دیگری تعادل را حفظ می‌کند.

و همین اتفاق افتاد. دست‌ها به هم گره خوردند ، مه‌ ناگهان محو شد و من جلوی رویم را دیدم . دیدم فردی هم جلوی من است ویک فردی جلوی او و تا چشم کار میکرد افراد دیده می‌شدند.  زن و مرد ، پیر و جوان ، رنگ و وارنگ.

فرد جلوی رویم داشت پایش می‌لغزید ، دستش را گرفتم و گفتم  تو هم هم همین کار را انجام بده ، راهی‌ جز این نداریم. 

وقتی‌ همه دست‌ها گره خوردند متوجه شدیم که سنگ به طرف ما پرتاب میشود. از بالا و پائین از این طرف و آن طرف. سنگ‌های کوچک و بزرگ . گفتم: این سنگ‌ها از کجا میایند.  فرد پشت سر گفت : اهمیت نده نرمک نرمک راه را ادامه بده . این‌ها کسانی هستند که است دست‌های گره کرده ما میهراسند و از اینکه داریم به مقصد نزدیک می‌شویم. ماموریتشان همیین است که نگذارند من و تو به مقصد برسیم.
از زمین و زمان سنگ میبارید و ما به راهمان ادامه میدادیم. هر از گاهی‌ فردی تعادل خود را از دست میداد و نفر بعدی دوباره او را میگرفت . سنگ‌ها زیاد تر‌ و زیاد تر‌ میشدند ...

از خواب پریدم

پیش خود فکر کردم ، چیزی به رسیدن نمانده بود. آیا این دست‌ها گره خورده میماندند ؟ آیا ممکن بود این سنگ‌ها به به کسی‌ اصابت کنند و تعادلش را به هم زنند ؟  آیا موفق میشدیم به مقصد برسیم ؟

این کابوس را باز هم خواهم دید تا روزی که همه این تصمیم را بگیرند ، دست‌های گره خورده را از هم باز نکنند و به این سنگ‌ها اهمیت ندهند . آن روز این کابوس خاتمه خواهد یافت . این کابوس شاید فقط برای من نباشد، شاید بسیاری از ما همین کابوس را داشته باشیم و منتظر زمانی‌ باشیم که یک تصمیمی بگیریم .


به قول شاهزاده رضا پهلوی :
یا با هم آزاد خواهیم شد و آزاد خواهیم ماند و یا جدا از هم تا ابد بار سنگین استبداد را به دوش خواهیم کشید .

 امروز زمانی‌ برای تصمیم است .

ارتونیس ، ۱۷ تیر ۱۳۹۱
Artunis, July 7th 2012








۱۳۹۱ تیر ۱۳, سه‌شنبه

رضا پهلوی: هم میهن اتحاد و همبستگی ملي کلید رهایی ایران است


-

فایل صوتی کم حجم برای دانلود و پخش از روی گوشی همراه
-


محتوای متن به صورت نوشتاری:

من همبستگی‌ میان هم وطنانم را، کیلید رهایی ایران خوانده ام.
باور من این است که ملت آزاد نخواهد شد مگر همه ایرانیانی که به استقلال وطن خود و استقرار حکومت مردم و قانون معتقدند، هم دوش با هم در راه رسیدن به هدفهای مشترک گام بردارند.


 آینده ایران، آیندهٔ شایسته مردم ما، در گرو این همبستگی است.

 اما چگونه می‌توان نه تنها به آرمان و سخن بلکه بر عرصه پیکار و عمل، همبسته و هم دوش شد؟
به عقیده من، ما هنگامی همبسته خواهیم شد، که از خود بیرون آییم و غرق در ایران شویم. دیگر در برج عاج خود ننشینیم، یک بعدی نیاندیشیم، و تنها از دریچه محدود چشمان خود به ایران نگاه نکنیم.
همبسته آنگاه خواهیم شد که خود را افراد تفکیک ناپذیر یک ملت، یک تاریخ و یک سرنوشت بدانیم.
منطق خشک و حسابها و منافع گروهی و مسلکی را مهار بزنیم، و از احساسات غریزی خود، به عنوان یک ایرانی‌، به عنوان عضو یک خانواده بزرگ و کهن، الهام بگیریم.

ملت“ را جانشین „من“ کنیم".

 بدانیم که تاریخ ما طولانی تر ، هویت ما قویتر و تجربه‌های ما گوناگون تر از آن است که هیچ یک از ما بتواند به تنهايی یکه تاز عرصه پیکار و پرچمدار آینده ایران شود.

 آن هنگام همبسته خواهیم شد که بدانیم هیچ یک از ما، حتى بهترین و پاکترین میان ما، در برگیرنده همه حقیقت نیست. هر یک از ما بازتاب پاره‌ای از حقیقت و مظهر بخشی از گذشته و آینده ایران است.
همبسته وقتی‌ خواهیم شد که بدانیم، بی‌ یک میهن آزاد و سربلند، هیچیم. و جدال ما بر سر آنچه که باید میشد و آنچه که باید بشود ما را به جایی نخواهد رساند. یقین داشته باشیم، که جدا از هم میراثی جز شکست برای فرزندان خود باقی‌ نخواهیم گذشت.
بدانیم که، یا با هم آزاد خواهیم شد و آزاد خواهیم ماند، یا جدا از هم تا ابد بار سنگین استبداد را به دوش خواهیم کشید.
رضا پهلوی


-----------------------------
ارتونیس ، ۱۳ تیر ۱۳۹۱ 
Artunis, July 3rd 2012



۱۳۹۱ خرداد ۲۷, شنبه

گفتند ، گفت ...

گفتند ؛ چرا فرزند شاه است و ما نمیخواهیم او را شاهزاده خطاب کنیم ،
گفت ؛ برای من مهم نیست چه خطابم کنید هر کس این آزادی را دارد هر جور که بخواهد من را خطاب کند. من خودم را سرباز وطن مینامم .
گفتند ؛ هر وقت دوران حکومت پدرش را محکوم کرد حق آوردن نام آزادی را دارد،
گفت ؛ بارها کرده‌ام ، کتاب‌هایم و بیانیه‌هایم را بخوانید ،‌ مصاحبه‌هایم رو گوش دهید
بخوانید .
گفتند؛ هوادارانش تندرو و غیر دمکراتیک عمل می‌کند،
گفت؛ من کسی‌ را هوادار خود مینامم که اندیشه و منش من را قبول داشته باشد در غیر این صورت هوادار من نیست
.
حال می‌گویند ؛ مشاورینش را قبول نداریم ، دارند به کج راهه میبرندش.
من میگویم ؛ آیا ایرادی دیگری هم هست ؟ اگر هست ، همین الان عنوان کنید پاسخ بدهد و بگذارید به مبارزه خود بپردازیم.
این بهانه‌ها دارند کم کم چهره منفی‌ به خود می‌گیرند و دیگر نامش انتقاد نیست. بهانه بیش نیست !
این سنگ‌ها که می اندازید به خودمان بر میگردد ، ترمزی میشود و حرکت ما را در رسیدن به هدف اصلی‌ که همان مبارزه با جمهوری اسلامی است ، کند می‌کند .
آیا همگی‌ متوجه خطری که ایران ما را تهدید می‌کند هستیم؟
امروز باید اولویت‌ها را تشخیص دهیم ، فردا دیر است .


ارتونیس ، ۲۷ خرداد ۱۳۹۱
Artunis, June 16th 2012

۱۳۹۱ خرداد ۲۳, سه‌شنبه

فاسل آبند در ستایش از وزیر امور خارجه ایران صالحی

دیشب برای من پیغامی از طریق ایمیل آمد :
این دعوت نامه یک نمایشگاه "هنری ایران -اتریش" در تهران برگزار شده که تا آخر این هفته ادامه دارد. این نمایشگاه را آقای دکتر ورنر فاسل ابند وزیر دفاع سابق اتریش همراه با سفیر اتریش در ایران افتتاح میکند. من دیشب بلافاصله پیش خودم فکر کردم این آقا برای یک نمایشگاه هنری به ایران نرفته و موضوع از این بزرگتره. امروز وقتی‌ روزنامه رو خوندم دیدم که حدس من درست بود. صبر نکرده برگرده و تلفنی یک مصاحبه کرده و شدیدا از وزیر امور خارجه ایران آقای صالحی تقدیر کرده و این جمله رو به کار برده ؛ صالحی یک سیاست مدار و دیپلمات عالی‌ می‌باشد و مساله اتمی‌ حل شدنی است.
لینک روزنامه رو در کامنت میذارم .

دوستان ما اینجا نباید ساکت بشینیم باید این موضوع را سکاندال کنیم و حسابی‌ جلوی این لابی گری بایستیم.




وزیر دفاع سابق فاسل آبند بعد از ملاقات در تهران: صالحی یک دیپلمات و سیاست مدار عالی‌ است، مساله اتمی‌ حل شدنی است. 
وزیر امور خارجه ایران علی‌ اکبر صالحی بیش از یک ساعت وقت خود را در اختیار مهمانش از اتریش گذاشت. پس از یک مصاحبه وزیر دفاع سابق ورنر فاسل آبند پر از ستایش بود. " صالحی یک دیپلات و سیاست مدار عالی‌ است، به گفته پرزیدنت جامعه ایرانی - اتریشی‌ (ورنر فسل آبند) در گفتگوی تلفنی با روزنامه پرسه.


وی در طی‌ نشست با وزیر امور خارجه ایران این احساس را داشت که "هیچ مانعه غیر قابل عبوری" موجود نمیباشد. بزرگترین نقطه ضعف در مذاکرات تا کنون، عدم اعتماد کافی‌ بوده، به گفته فاسل آبند. با ملاقاتش به تهران وی کوشش می‌کند این عتماد را برقرار سازد.
سیاست مدار فا. پ. (حزب مردمی اتریشVP) انتقاد می‌کند که ارتباط کافی‌ بین سیاست مداران غرب و ایران موجود نمی‌باشد. به عقیده فاسل آبند ، این سؤ تفاهم‌ها به همین دلیل پیش میاید.


به ایران تهمت زده میشود که در صدد ساخت بمب اتم است. از ده سال پیش که وجود یک تأسیسات هسته‌ای مخفی‌ در ایران بر ملا شد، مذاکرت بیشماری با شکست مواجه شده اند .

 شروع مذاکرات بعدی در ۱۸ ژوئن با حضور کشورهای دارای قدرت وتو عضو سازمان ملل و آلمان در مسکو برگزار خواهد شد. صالحی در این بحران نقش مهمی‌ را ایفا خواهد کرد.
قبل از رسیدن به سمت خود به عنوان وزیر امور خارجه ، این استاد دانشگاه مدیر سازمان انرژی اتمی‌ ایران بوده است.

دلیل مسافرت فاسل آبند به ایران ، افتتاحیه یک نمایشگاه "هفته اتریش" میباشد که انجمن فرهنگی‌ و سفارت اتریش با همکاری خانه فرهنگی‌ تهران برگزار کرده اند .

ترجمه آلمانی به فارسی ارتونیس (سوگل)

source: Fasslabend lobt Irans Außenminister Salehi

Werner Fasselabend
ارتونیس، ۲۳ خرداد ۱۳۹۱

Artunis, June 12th . 2012

استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر منبع مجاز نمی‌باشد


Post Scriptum:

دیشب که این متن را ترجمه کردم ، خبر نداشتم که امروز اجلاسی در شهر وین برگزار شده که سلطانیه سخنگوی ایران در آژانس در آن شرکت داشته و گفته که به مزاکرات بسیار امیدوارم. براتون جالب نیست ؟ این را پیش زمینه و خشخدمتی به ایران از طرف اتریش نمی‌بینید ؟

اینجا بخوانید



۱۳۹۱ خرداد ۲۱, یکشنبه

رضا پهلوی جنایات جمهوری اسلامی از ایران تا سوریه را محکوم می‌کند

جنایت رژیم جمهوری اسلامی از مرز‌های کشور ایران فراتر رفته. و این در آینده در روابط مردم ایران و سوریه نیز تأثیر بسزای خواهد داشت. حال این ما مردم ایران هستیم که مسیر خود را در تاریخ، از نظام حاکم بر ایران جدا کرده و با حمایت خود از مردم بی‌ دفاع سوریه این را به ثبت رسانیم.

انتخاب با ماست که امروز تصمیم بگیریم جلوی جنایت جمهوری اسلامی ،  هم در درون مرز‌های خود و هم در درون مرز‌های سوریه را بگیریم .

فرصتی پیش رو داریم ، از آن استفاده کنیم

حمایت ما امروز از پرونده شکایت علیه علی‌ خامنه‌ای برای جنایت علیه بشریت که توسط رضا پهلوی طبق ماده ۱۵ قانون دادگاه لآهه به ثبت رسیده ، بسیار حائز اهمیت می‌باشد.

شاهزاده رضا پهلوی در طی‌ این اقدام خود که به تازگی به لاهه سفر کرده بود، این نکته بسیار مهم را نیز به پرونده اضافه کرد و پیگیر آن نیز می‌باشد. این جنایات جمهوری اسلامی را هم در ایران و هم در سوریه محکوم می‌کند و همبستگی‌ خود را با مردم سوری اعلام می‌کند و از جامعه جهانی‌ نیز درخواست حمایت دارد .

توجه شما را به متن این بیانیه جلب مینمایم :


همبستگی مردم ایران و سوریه در برابر دیکتاتور مشترک

مردم دلیر سوریه برای دستیابی به حقوق اساسی و انسانی خود همچنان در صحنه مبارزه علیه بشار اسد – دیکتاتور حاکم بر سوریه- هستند. بشار اسد با سرکوب خشونت آمیز و وحشیانه جنبش آزادیبخش مردم سوریه، هزاران شهروند معترض سوری را به خاک و خون می کشد. متاسفانه، عوامل سرکوبگر علی خامنه ای با حمایت از نیروهای امنیتی و سرکوبگر بشار اسد در اعمال جنایت علیه شهروندان سوریه نقش مهمی دارند.


دخالت جمهوری اسلامی در حوادث تلخ و غیر انسانی سوریه و جنایات اعمال شده بر علیه شهروندان آزادیخواه آن کشور را شدیدا محکوم می نمایم.از سازمان ملل متحد و جامعه بین الملل می خواهم در برابر رفتارهای وحشیانه و قرون وسطایی حکومت دیکتاتوری اسد که بقایش وابسته به حمایت دیکتاتوری خامنه ای است، ساکت ننشینند و قاطعانه هر دو دیکتاتور را محکوم نمایند.



در این شرایط حساس، وظیفه همه کنشگران و فعالین سیاسی و مدنی، مدافعین حقوق بشر ایرانی و سوریه ای است تا دست در دست یکدیگر گذاشته و بر علیه یک دشمن مشترک، شورای امنیت سازمان ملل را وادار به ارجاع پرونده شکایت علیه علی خامنه ای به دادگاه کیفری بین المللی لاهه نمایند.



سازمان ملل متحد و شورای امنیت باید به عنوان ابزاری در خدمت اهداف و سیاست های حقوق بشری در کشور های ناقض آن باشد. امروز، هر عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد وظیفه دارد که با پشتیبانی و حمایت از ملت ایران و سوریه، عکس العمل قدرتمند و منسجمی را در مقابل رفتارهای غیرانسانی علی خامنه ای، نشان دهد.

امید است که چین و روسیه به عنوان دو عضو دایم سازمان ملل متحد حتی تنها برای حفظ منافع دراز مدت کشور خود هم که شده دست از حمایت از رژیم جمهوری اسلامی و بعث سوریه بردارند چرا که هر دو حکومت مشروعیت مردمی خود را از دست داده اند.



مردم مبارز و آزادیخواه سوریه بدانند که در این مسیر دشوار برای رسیدن به دموکراسی و آزادی تنها نخواهند ماند. اگر حفظ دیکتاتوری بشار اسد خط قرمز علی خامنه ای است، دموکراسی و حقوق بشر در سوریه نیز خط قرمز مردم آزادیخواه ایران است.



در راستای ارسال شکایت نامه رسمی علیه علی خامنه ای، به تاریخ ۱۵ ژانویه سال جاری (۲۵ دی ماه ۱۳۹۰) به تمام مراجع ذیربط (کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، دبیرکل سازمان ملل متحد و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد) و ثبت آن به تاریخ ۳۰ ماه مه سال جاری (۱۰ خرداد ۱۳۹۰) در دادگاه کیفری بین المللی لاهه و دیدار من با لوئیس مورنواوکامپو –دادستان کل دادگاه لاهه- در ارتباط با جنایات علی خامنه ای در ایران و سوریه، از مدافعان حقوق بشر سوریه دعوت به عمل می آورم تا گزارشی از جنایات اعمال شده علیه شهروندان سوریه و نقش مستقیم عوامل سرکوبگر علی خامنه ای در سرکوب مردم سوریه را به مراجع مربوطه ارسال نمایند.

همبستگی با مردم سوریه-الایرانیون یدعمون الثوره السوریه الشعبیه

 


 منبع : همبستگی مردم ایران و سوریه در برابر دیکتاتور مشترک



ارتونیس ، ۲۱ خرداد ۱۳۹۱
Artunis, June 10th 2012

ما ایرانیان جنایات اسد و خامنه‌ای را محکوم می‌کنیم