۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه

گزارش کامل: ۴۰ صفحه و ۹ ویدیو که میتوانند سرنوشت ما را تغییر دهند


آقای رضا پهلوی چند روز پیش شکایت نامه ی ۴۰ صفحه‌ای خود را همراه با ۹ فیلم مستند از جنایت علیه بشریت جمهوری اسلامی، برای به کشیدن خامنه‌ای به دادگاه بین الملل ، به شورای امنیت سازمان ملل و همچنین به سران کشور‌های متعددی ارسال کرد
:از قبیل کشور های دریافت کننده این پرونده
چین ، فرانسه، روسیه ، انگلیس ، آمریکا، مراکش، آلمان ، پرتغال، هند، آذربایجان ، کلومبی ، گواتمالا ، پاکستان، آفریقای جنوبی، توگو،
کپی‌ این پرونده :



Copy to: Dr. Ahmad Shahid, Special UN Rapporteur on Human Rights in Iran ;The UN Commission on Human Rights; Amnesty international ; Reporters without borders; IFHR; Red Cross International Committee; Doctors Without Borders; International Campaigne for Human Rights in Iran.

در این مطلب که در وبلاگ خود منتشر می‌کنم ، شما میتوانید یک جا تمام اسناد تصویری و همچنین نامه ضمیمه شده را داشته باشید .
:دانلود کّل پرونده ۴۰ صفحه‌ای به زبان انگلیسی
http://www.rezapahlavi.org/media/related/articles/225.pdf

:نامه ضمیمه شده به این پرونده ۴۰ صفحه ای به زبانهای فارسی ، انگلیسی‌ ، فرانسه


:این نامه این چنین آغاز میشود
عالیجنابان

اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد

این نامه را خطاب به شما می نویسم تا شما را از اعمال دهشتناکی که بدستور آقای علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته آگاه نمایم. این اعمال، نقض مداوم و سیستماتیک حقوق بشر است و بر اساس ماده هفتم اساسنامه رم، به عنوان "جنایت علیه بشریت" قلمداد می شود. این اقدامات بر علیه تمام شهروندان ایرانی، از تمام طبقات اجتماعی، صورت گرفته که خواستار حقوق اساسی خود، که بر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده، بودند.

افزون بر موضوعات مرتبط با گزارش اخیر آقای احمد شهید – گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ارتباط با وضعیت حقوق بشر ایران-، شواهد کافی و محکمی موجود است که رژیم اسلامی با محروم کردن آقای میرحسین موسوی، خانم زهرا رهنورد و آقای مهدی کروبی، از حقوق اولیه شان، تمامی قوانین بین المللی مربوطه را نقض نموده است. هیچ یک از آنها از حقوق ابتدایی یک زندانی، همچون حق دفاع از خود و داشتن وکیل قانونی برخوردار نیستند.

در موج سرکوبی، که کل مردم ایران را در برمی گیرد، جمهوری اسلامی، روشهای بیرحمانه، غیرانسانی و اهانت آمیزی را علیه بسیاری از شهروندان ایرانی از جمله:


بهنام ابراهیم زاده، بهمن احمدی عمویی، منصور اسانلو، رضا شهابی، احمد زیدآبادی، حسن اسدی زیدآبادی، عمادالدین باقی، آیت الله بروجردی، عماد بهاور، حسین پالانی، علی پورسلیمان، محمدرضا پورشجری، مصطفی تاج زاده، مجید توکلی، بهروز جاوید تهرانی، رضا جوشن، حمیدرضا خادم، مهدی خدایی، رضا خواجه ای، محمد داوری،ارژنگ داوودی، مجید دری، حسین رونقی ملکی، علیرضا سپاهی لائین، عیسی سحر خیز، قاسم شعله سعدی، کیوان صمیمی، حشمت الله طبرزدی، ابوالفضل عابدینی، جواد علیخانی،  سعد غلامحسین پور، عباس کاکایی، جواد لاری، فرشاد معروفی، محمدرضا مقیسه، حمید موذنی، عبدالله مومنی، بهاره هدایت، حجت الاسلام آرش هنرور، مهدی محمودیان، کشیش یوسف ندرخانی، علی جمالی، محسن امین زاده محسن میردامادی، فیض اله عرب سرخی، اسماعیل صحابه، عبداله رمضان زاده، مسعود باستانی، فرشاد قربان پور، داود سلیمانی، بهزاد نبوی، محسن صفایی فراهانی، شبنم مدد زاده، سعید متین پور، حسن فتحی، مهدی محمودیان، سعید ملک پور، آرش صادقی، فرشید فتحی، شاهین زینالی، آریا ارجمند، ساسان واهبی، علی ملیحی، محمد سیف، محمد جواد مظفر، هانیه فرشی، محمد صدیق کبودوند، علی اکبر عجمی، مهدیه گلرو، فرشته شیرازی، روناک صفارزاده، محبوبه کرمی، موسی ساکت، رضا ملک، سعید ماسوری، امیرخسرو دلیرثانی، زینب جلالیان، شیرکوه معارفی، فرح واضحان، سماء نورانی، مهوش ثابت، ضیا نبوی، فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم، پرستو دوکوهکی، جواد امام، سعید جلالی فر، امیر خرم، فاطمه خردمند، علیرضا رجایی، حسین زرینی، سید علیرضا بهشتی شیرازی، فریدون سیدی راد، جلیل طاهری، محمدفرید طاهری قزوینی، محمد توسلی، سیامک قادری، ابوالفضل قدیانی، محسن محققی، محمدرضا معتمدیان و بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی-عقیدتی، از گروه های مختلف مردم ایران که گرایش های دموکراتیک را نمایندگی می کنند به اجرا گذاشته و در حال حاضر بسیاری از آنها تحت ستم هستند.نیروهای امنیتی و سرویسهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی، با استفاده از اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به توجیه بازداشت های خودسرانه پرداخته و تمامی شواهد و مستندات نقض جدی و سیستماتیک حقوق بشر که خود در آن دست داشته اند را نابود می سازند. بر این اساس وکلا و مدافعان حقوق بشر از انجام وظیفه خود 

این گزارش کامل و دقیق و این مستندات ( ویدئو‌ها که لینک آنها را در پایان این مطلب میتوانید بیابید ) اسنادی هستند که همه ما دیده و یا خوانده و به خاطر آنها بارها گریستیم . ولی‌ امروز کسانی را مخاطب قرار میدهد (کشور‌های که این شکایت نامه و این مدارک را دریافت کردند) که شاید عمق فاجعه را در ایران شنیده بودند ولی‌ تا به حال ندیده و یا این چنین کامل نخوانده بودند. حتی دیده و خوانده هم باشند شاید فراموششان شده باشد .      

.البته بد نیست ما هم دوباره ببینیم تا یاد آورمان شود که دشمن این ملت و این مرز و بوم چه کسیست

                       
این عمل یک خواسته ملیست ، بنا بر این به نوبه خود ،
از تمام کسانی از جمله اقايان پهلوى ، مصطفايى ، تیم وکلا و فعالین حقوق بشر و صدها نفر دیگر ايرانى و غير ايرانى که همکاری کردند و بی‌ شک ماه‌ها شبانه روز به روی تکمیل کردن این پرونده زحمت کشیدند ، و همچنین ایرانیانی که با وجود سلیقه‌های مختلف سیاسی به خاطر یک درد مشترک از این طرح حمایت کردند و در اطلاع رسانی کوشا بودند،

 سپاسگزاری می‌کنم .

شما باعث شدید نقض حقوق بشر در ایران دوباره در جهان یاد آور همگان شود .

سوریه به جای خود ولی‌ ایران را هم فراموش نکنند 

ارتونیس ، ۱ بهمن ۱۳۹۰

:ویدئو شماره ۱




:ویدئو شماره ۲




:ویدئو شماره ۳




:ویدئو شماره ۴



:ویدئو شماره ۵



:ویدئو شماره ۶



:ویدئو شماره ۷



:ویدئو شماره ۸



:ویدئو شماره ۹






            



۱۳۹۰ دی ۲۸, چهارشنبه

Reza Pahlavi will Khamenei vor dem internationalen Gerichtshof bringen

Im Dezember 2011 hat Reza Pahlavi in einer Pressekonferenz in Paris angekündigt, dass er die Vereinten Nationen bittet, Iran's obersten Führer Ali Khamenei, vor dem internationalen Strafgerichtshof wegen Verbrechen gegen die Menschheit, zu bringen.

Ein Team, das aus freiwilligen Anwälten und Menschenrechtsaktivisten besteht, hat über mehrere Monate genügend Beweise gesammelt und in verschiedene Sprachen übersetzt. In den nächsten Tagen wird die ca. 50-seitige Akte gegen Khamenei an den UN-Sicherheitsrat weitergeleitet. Da der Iran dem Abkommen über den 2002 gegründeten Strafgerichtshof nicht beigetreten ist, fällt er nicht unter dessen Jurisdiktion, es sei denn, der Sicherheitsrat bringt das Land vor Gericht.

Reza Pahlavi einer der Oppositionsführer der für einen Regimewechsel im Iran ist, lebt seit dem Sturtz seines Vaters (der Schah von Iran) vor 33 Jahren im Exil. Er macht Ali Khamanei persönlich für alle Menschenrechtsverletzungen im Iran verantwortlich. 

Seit Sommer 2009, nach dem Wahlbetrug in Iran, brach das iranische Volk sein 30-jähriges Schweigen und strömte auf die Straße. Die Bilder der Demonstranten, die ihre Frustation und zeitgleich ihren großen Willen für Demokratie und Freiheit zeigten, gingen um die Welt. 

Die Proteste haben aufgrund velorener Wahlstimmen mit dem Slogan "where is my vote?", begonnen und kurz darauf entpuppte sich das Verlangen nach einem Regimewechsel.

 Obwohl das Regime es geschafft hat mit seiner Brutalität die Massenproteste zum Stillstandzubringen,  aber die Iraner werden nicht aufgeben! Trotz starker Repressionen, das Volk wartet auf den richtigen Zeitpunkt.

Dies ist die Ruhe vor dem Sturm!

"Um dieses Regime in die Knie zu zwingen beziehungsweise um einen Wechsel zu erreichen , ist keine gewaltsamer Regimewechsel notwendig. Der Schlüssel und die Antwort darauf ist, ziviler Ungehorsam und die Union und die Solidarität aller Iraner", sagt Reza Pahlavi.


Heute beobachten wir immer mehr Iraner, die ihn und seine Vision für ein freies Iran unterstützen. Besonders ist er unter der jungen Generation sehr beliebt.

Das iranische Volk, unabhängig von ihrer politischen Einstellung, ist bereit für einen Wechsel und eine freie Volksabstimmung, um über die Zukunft Irans selbst zu entscheiden. 

Ob die Mehrheit sich für eine säkulare konstitutionelle Monarchie oder eine säkulare und demokratische Republik, entscheidet. Steht steht diese Frage heute natürlich nicht zur Debatte. 
Tatsache ist, dass die meisten Iraner sich einig sind, dass sie weg vom Gottesstaat wollen. Ein parlamentarisches, demokratisches und säkulares Regime, ist der einzige Weg, um den Frieden nicht nur in den Iran sondern auch auf die gesamte Region zu ermöglichen.

Artunis, 18. Januar 2012


۱۳۹۰ دی ۲۵, یکشنبه

سوال کلیدی خانم امی روزنتال از آقای رضا پهلوی در جلسه پالتاک

از آنجا که این سوال از اهمیت خاصی‌ برخوردار بود, تصمیم گرفتم یک پست اختصاصی به این سوال واگذار کنم. این سوال در جلسه جمعه شب (۱۳ ژانویه ۲۰۱۲ ) از شاهزاده رضا پهلوی که به دعوت آقای حشمت رئیسی در تالار انجمن سخن حضور داشتند, عنوان شد. با هم به چند دقیقه قبل از این سوال می‌رویم
برگردان به فارسی توسط ارتونیس

خانم فروغ ادمین برنامه میک رو می‌گیرند:

مرسی‌ شاهزاده گرامی‌ و آقای ارس (همان رئیسی) عزیز خسته نباشید هر دوی شما. ارس جان خبر نگاران زیادی هستند که علاقه دارند سؤالات خودشان را بپرسند از شاهزاده عزیز. اگر اجازه بفرمایید دوستان خبرنگار اول سوال بفرمایند. میک خدمت شماست.

حشمت رئیسی:

بله اطلاع دارم یکی‌ از روزانمه نگاران معروف آمریکایی در اتاق هست. میک در اختیار شماست سپیده گرامی‌. جناب آقای رضا پهلوی این اهمیت جدی داره لطف کنید اگر ۱۵ دقیقه هم بیشتر شد، به خاطر مسائل مشترک به خاطر میهن، به این روزنامه نگار حتما پاسخ بدهید. بعد از سپیده به مزدوش میک رو میدم. یا اگر در همین رابطه هست به مزدوش بدم. مزدوش جان بفرمایید.

مزدوش:

با درود، صدا هست؟ ضمن عرض درود به آقای رضا پهلوی عزیز و تشکر از حضورشون و صحبت‌های خوبشون. یکی‌ از دوستان ما خانم امی روزنتال از نشریه ژورنال او اینترنشنال سکوریتی افرز* در واقع مهمان خانم سپیده هستند که دو پرسش میخواهند از شما داشته باشند. پرسششان را به زبان انگلیسی‌ می‌‌پرسند شما به هر شکلی‌ که مایل باشید جواب بدهید چه فارسی چه انگلیسی‌ چون هستند دوستانی که ترجمه کنند براشون.
من صرفاً می‌خواستم معرفی‌ بکنم میکروفن رو به خانوم سپیده میدم که خانم امی روزنتال صحبتشون رو بکنند.

اگر ممکن است میگن به انگلیسی‌ جواب دهید. خانم سپیده بفرمایید.

امی روزنتال:
سلام آقای پهلوی، می‌خواستم تشکر کنم از این فرصتی که به من دادید تا چند سوال از شما بکنم.
 سوال اول من؛ شما اعلام کردید که قصد دارید یک شورای ملی‌ تشکیل دهید و در آن پیرامون آینده ایران صحبت کنید. مایلم بدانم شما چه نقشی‌ را برای خودتان در این شورا می‌بینید در حال حاضر و در آینده، و همچنین انتظارات شما از مردم ایران در این رابطه چیست؟
پس از آن می‌خواهم بپرسم؛ همانطور که میدانید انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است، شما چه می‌خواهید در رابطه با سیاست خارجی‌ بشنوید؟ نه تنها از اوباما بلکه همینطور از رقبای رپابلیکن ایشان درارتباط با ایران و در این ماه ‌های اخیر .
از وقت شما سپاسگزارم و امیدوارم فرصت این را هم در آینده داشته باشم با شما صحبت کنم. سپاس

رضا پهلوی:

اجازه بدهید خلاصه بگم چون وقت اینجا بسیار تنگ است و از من خواسته شده که بیشتر بمانم تا ساعت ۴:۲۵ دقیقه.
سریع اشاره می‌کنم. از آنجا که در مورد نقش من سوال شد، این بستگی داره که شورا در نهایت چه تصمیمی بگیرد. اگر از من درخواست شود که به عنوان سخنگو از جانب همه گروه صحبت کنم، که این در آن زمان مشخص خواهد شد. 
در حال حاضر تنها دغدغه من این است که کمکی‌ باشم به این شورا که به صورت جمعی و متحد تشکیل شود و در حال حاضر به فکر نقش خاصی‌ برای خودم نیستم به غیر از اینکه کمک کنم به تاسیس آن.
و از آن به بعد بستگی دارد به اینکه چه نوع کمکی‌ و پشتیبانی از من بخواهند.
من نمی‌خواهم قبل از این پروسه چیزی را بازگو کنم، این را در زمان خود خواهیم دید

در رابطه ما انتظارات من از جوامع خارجی‌ منجمله انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و جایگاه آنها. حال چه رئیس جمهور فعلی‌ خواهد بود یا از رقبای رپابلیکن ایشان. نقطه نظر من همیشه این بوده که تمرکز آنها باید به روی خود مردم ایران باشد. چنانچه دنیا در حال حاضر دنبال راهکار‌هایی هست که چگونه با خطرات تهدید کننده توسط این رژیم، رفتار کند .
من همیشه طرفدار جلوگیری از هر گونه دخالت نظامی و یا هر گونه اقداماتی از این قبیل بودم. که به نظر من یک طرح باخت، باخت خواهد بود.

و همچنین خواهان این هستم که از کامپ های مختلف (کامپ‌های تبلیغاتی انتخابات منظور است) در رابطه با این رژیم بشنوم؛ که تحریم‌ها فقط در حد تحریمهای اقتصادی نباشند بلکه هدفمند تر و به طور تکمیلتر. تا یک مکانیزمی اینجا پیدا شود که فشار را از داخل کشور به روی این رژیم بیشتر کند. و این به این معنیست که حمایت شود از اپوزیسیون دمکراتیک، هر دو هم در داخل هم در خارج از کشور. این ممکن است فرضش دشوار باشد، ولی‌ به حدی کافیست و عوامل بسیاری را به ما میدهد که رژیم را وادار کند به اشتباهات خودش اعتراف کند. 

ولی‌ از همه مهمتر برای ما ایرانیان این است که ببینیم تمام این فشار‌ها آیا منجر میشوند به این که این رژیم رفتار خود را تغییر دهد یا اینکه ما داریم نهایتاً در مورد تنها و آخرین راه حل ممکن، به نظر من، صحبت میکینیم که همان تغییر رژیم در ایران می‌باشد.
اگر گزینه آخر باشد که ما چیزی برای صحبت کردن داریم، اگر قرار است اینها همه منجر شود که رژیم تغییر رفتار بدهد، این یک اتلاف وقت است. و من اینجا هیچ گونه پیشرفتی نمی‌بینم و این منجر میشود که ما به صورت خطرناکی به سناریو‌های از قبیل برخورد نظامی نزدیکتر شویم.
که باید به هر قیمتی جلوی آن را گرفت.
به همین دلیل آلترناتیو دیگری باید در نظر گرفته شود و این هست که باید از جانب این افراد شنیده شود و این گزینه به روی میز دیده شود.
این همان چیزی‌ست که من نبود آن را میبینم.
تصدیق می‌کنم بسیاری از این مطالب بستگی به ما ایرانیان دارد که سهم خودمان را از این طرف ایفا کنیم.
و امید داریم که یک گوش شنوا از آنطرف و همچنین از جامعه بین المللی داشته باشیم که به خواسته‌های ما پاسخگو باشد.

سپاس



گفتگوی حشمت رئیسی با رضا پهلوی در پالتاک.در این بخش : لحظه شناسی‌ ، اپوزیسیون و فرصت تاریخی‌ ، خدمت به نظام یا مردم


حشمت رئیسی :

خیلی‌ ممنون، احساس هم بخشی از انسان است. انسان بی‌ احساس طبیعتا باور کردنش یک مقداری دشوار میشه. این احساسات طبیعست به خصوص در این شرایط. (اشاره آقای ریٔسی به سوال پیشین بود که در رابطه با سیاست غرب و تهریمهایش صحبت شد. رجوع شود به پست پیشین من)

البته شما لطف کنید نروید. یعنی‌ شما باید اینجا به کمک من بیایید ، چون قرار بود من ۱ ساعت صحبت کنم، ولی‌ خب طول کشید و بحث بسیار خوب بود و خوب پیش رفت. ولی‌ اگر بخواهید من را بی‌ چاره کنید و گرفتار این دوستان کنید که حقشان را خوردم، میتونید برید. و اینها پدر من را در می‌آورند برای اینکه جلوگیری کردم از دموکراسی‌ و الی‌ آخر. یک مقداری هم صبر بکنید چون این مساله کلیدی هست. چون بسیار خوب هست و شفاف هست و گفتگو‌ها جالب پیش میره.

نکته‌ای را مطرح کردید که اهمیت بسیار زیادی دارد ، و این را من از لنین یاد گرفتم "لحظه شناسی‌". یه جمله معروفی داره در رابطه با قیام که مخالفت میکردند دوستانش. میگفت: اگر این لحظه تصمیم نگیرید، ۴۸ ساعت اینده دیگه دیر شده.

یعنی‌ سیاستمدار باید لحظه شناس باشه. موقعیت شناس باشه. منم با شما هم نظرم.


 اگر اپوزیسیون، این اپوزیسیون که دچار یک لختی عجیبی‌ هست، توی جنگ‌های حیدری / نعمتی گرفتاره، اگر این اپوزیسیون و مردم ایران این لحظه تاریخی و حساس رو درک نکنند و اقدام نکنند، به نظر من فرصت تاریخی‌ را از دست میدهند. چون این رژیم استعداد این دارد که در لحظه‌ای که به بن‌بست برسد، جام زهر رو سر بنوشه. و این استعداد رو از خودش نشون داده. یعنی‌ جائی‌ که فشارهای داخلی‌ و بین المللی تشدید بشه تا جائی‌ که موقعیتش به خطر بیفته وارد سازش‌های "ایران بر باد ده" خواهد شد. برای بقای خودش. همانطور که آقای خامنه‌ای و دار و دسته اش برای ماندن در قدرت به هر جنایتی دست زدند، که بمانند. برای ماندن در قدرت به هر وطن فروشی هم دست میزنند و میمانند.
این بستگی داره به ما و اپوزیسیون و به همه مردم ایران که دچار این وضعیت اند.

راه چاره هم وحدت در کسرت است. شکل حقوقی و سازمانیش هم جبهه واحد ضدّ دیکتاتوری است.
اگر دوستان توقف بکنند ، مکث بکنند و یا منتظر فرصت‌های دیگه باشند، به نظر من خدمت به آزادی نکردند، خدمت به نظام کردند و فرستجوی برای نظام کردند. امیدوارم که بر این مشکل غلبه کنند.
(در اینجا آقای پهلوی در تالار می‌نویسند که به جلسه دیگری باید بروند)

آقای ریٔسی به شوخی‌:

به جلسه دیگری باید بروید؟ آقا شما با این نوشته تیر خلاص را به من زدید. با این دوستان چه کار کنم؟ نه خودت باش آقا، اگر امکان داره خودتون بیائید بگید که میتونید یا نمی‌تونید؟ بمانید یا بروید؟ و تعدادی از این دوستان رو سوالاتشان را جواب بدهید. گرچه من تمام کوششم را کردم، که مجموعه سوال‌های کلیدی، حساس و سوال‌های که مربوط به همه هست را توضیح بدم..

(نوشتند ۱۵ دقیقه دیگر میمانند)
 .. اه بسیار ممنون ۱۵ دقیقه هم بسیار خود. ادمین گرامی‌ میک در اختیار شماست بفرمایید.

خانم فروغ ادمین برنامه میکروفن را به دست میگیرند:
مرسی‌ شاهزاده گرامی‌ و آقای ارس (همان رئیسی) عزیز خسته نباشید هر دوی شما. ارس جان خبر نگاران زیادی هستند که علاقه دارند سؤالات خودشان را بپرسند از شاهزاده عزیز. اگر اجازه بفرمایید دوستان خبرنگار اول سوال بفرمایند. میک خدمت شماست.

حشمت رئیسی:

بله اطلاع دارم یکی‌ از روزانمه نگاران معروف آمریکایی در اتاق هست. میک در اختیار شماست سپیده گرامی‌. جناب آقای رضا پهلوی این اهمیت جدی داره لطف کنید اگر ۱۵ دقیقه هم بیشتر شد، به خاطر مسائل مشترک به خاطر میهن، به این روزنامه نگار حتما پاسخ بدهید. بعد از سپیده به مزدوش میک رو میدم. یا اگر در همین رابطه هست به مزدوش بدم. مزدوش جان بفرمایید.

مزدوش:

با درود، صدا هست؟ ضمن عرض درود به آقای رضا پهلوی عزیز و تشکر از حضورشون و صحبت‌های خوبشون. یکی‌ از دوستان ما خانم امی روزنتال از نشریه ژورنال او اینترنشنال سکوریتی آفر* در واقع مهمان خانم سپیده هستند که دو پرسش میخواهند از شما داشته باشند. پرسششان را به زبان انگلیسی می‌‌پرسند شما به هر شکلی‌ که مایل باشید جواب بدهید چه فارسی چه انگلیسی‌ چون هستند دوستانی که ترجمه کنند براشون. من صرفاً می‌خواستم معرفی‌ بکنم میکروفن رو به خانم سپیده میدم که خانم امی روزنتال صحبتشون رو بکنند.



سوال خانم امی رزنتال و پاسخ به آن که به نظر من اهمیت زیادی داشت، تصمیم گرفتم در یک پست اختصاصی ارسال کنم . لطفا در پست بعدی بخوانید

برگردان به صورت نوشتاری بخشی از سخنان جلسه پالتاک شاهزاده رضا پهلوی به دعوت آقای حشمت ریٔسی ، ۲۳ دی‌ ۱۳۹۰ .

ارتونیس ۲۵ دی‌ ۱۳۹۰  
*The journal of international security affairs

سوال آقای رئیسی از آقای پهلوی در جلسه پالتک در رابطه با سیاست غرب با تحریمهایش


حشمت ریٔسی:

سپاسگزارم، امیدوارم دوستانی که در هر صورت در رژیم گذشته آسیب‌هایی دیده اند، این کاراکتر و خوصوصیات شما را جدی بگیرند. بسیار جالب است، و پدر کشتگی نداشته باشند. (اشاره آقای ریٔسی به سوال پیشین بود در مورد شکایت از خامنه‌ای، آشتی‌ ملی‌ و اتحاد احزاب که پاسخ داده شد. مراجعه شود به پست پیشین من )

به ایران آینده فکر کنید و خصومت ها، انتقام جویی‌ها و خشونت‌ها را همه رها کنیم. به هر حال امیدوارم این پتانسیل را در خودمان تقویت کنیم که حیاتیست، بسیار حیاتیست برای ما. چون میتونه سالهای متمادی این خشونتها، ما را در گذشته نگاه دارد.‌ای کاش آرزو می‌کردم، بابک جزنی فرزند بیژن جزنی هم این مطالب را گوش میداد و واکنش نشون میداد. خیلی ممنون.

اما از دوستان که هستند در صف عذر خواهی‌ می‌کنم و از فرصت استفاده می‌کنم و یک سوال خیلی‌ مهم را در رابطه با تغییر و تحولات می‌پرسم.
مدتهای طولانی غرب سرمایه گذاری کرده بود که با فشارهای دیپلماسی، سیاسی و اقتصادی روش حکومت را تغییر بده، یعنی‌ تغییر در روش و سیاست گذاری حکومت. تا مادامی که اصلاح طلبان در حکومت بودند، امیدواری غرب بالا بود. بعد از اینکه اصلاح طلبان از کانون قدرت رانده شدند و ظاهراً هیچ نوع امکان بازگشت و یا سازش و یا آشتی‌ بین جناح بندی‌های حکومت نیست. چرا که اگر خامنه‌ای آنها را بپذیرد و سیاست آشتی‌ را پیش بگیرد، موقعیتش به شدت آسیب خواهد دید و آن موقعیت را به شدت از دست خواهد داد.
به نظر شما منطق فشارهای اقتصادی و تحریم‌ها که دارند به مرحله حساس تری نزدیک میشوند با تحریم نفتی‌، در جهت تغییر روش حاکمیت است یا در جهت تغییر کل نظام؟ چون همین مساله بسیار بسیار شبهه برانگیز بوده تا به حال. یعنی‌ به نظر شما هنوز غرب فکر می‌کند که با این فشار‌ها امکان اینکه روش نظام تغییر کند، وجود دارد؟ یا منطق این فشار‌ها در جهت تغییر کل این رژیم هست؟ سپاسگزارم، میکروفن در اختیار شما.

رضا پهلوی:

بسیار نکته کلیدی را شما بین می‌کنید ، اجازه بدهید من سوال را جور دیگری مطرح بکنم. ما هیچ تضمینی نداریم که آیا الزاماً این اهرمهای فشار زیادتر همچنان در جهت تغییر روش باشد یا تغییر نظام. برای اینکه این ریسک را ما نگیریم، ما که میگم باز هم میگم از دیگاه خودمون مردم ایران دارم به این قضیه نگاه می‌کنم، ما میبایست این مساله را گوشزد بکنیم به جهان که فشارهای برونی تا حدی موثر هستند. ولی‌ الزاماً منجر به تغییر اساسی‌ نمیشوند.
ما در جستجوی تغییر نظام هستیم چون فکر می‌کنم اکثریت مردم ایران به این نتیجه رسیدند که مادامی که این نظام سر کار باشه، خیلی‌ چیزها هست در ادامه حیات این نظام که دست بهش پیدا نمیکنند.
ما نمی‌تونیم بگیم که دنیا الزاماً دغدغه اش تغییر نظام در ایران میبایست باشد. همین که بتواند ایران را ضعیف نگاه دارند، برنامه اتمیش را بتواند کنترل بکنند شاید یه نوعی بازار گرمی‌ دیگری برای فروش اسلحه برای خودشان جور کرده باشند و آن را بخواهند به طریقی ازش استفاده ببرند، که الزاماً به نفع منطقه ما یا کشور ما نخواهد بود.

ما چکار باید بکنیم که مسیر را ببریم به حل همیشگی‌ این مشکل.

 که دنیا، شما اگر دنبال این تضمین هستید، که ایران خطری ایجاد نکند، بگذارید ما به ازادیمان برسیم. خیلی‌ سریعتر به این تضمین خواهید رسید تا با این مانوورهایی که تا به حال دادید. ما رو این به هیچ عنوان نمیتوانیم حساب بکنیم.

دوستان تمام حرف من اینجاست، ما نمیتوانیم در انتظار سیاست‌های جهانی‌ باشیم که آنها تعیین تکلیف ما را بکنند.

ما میبایست آنها را وادار بکنیم از جنبش مردم ایران حمایت بکنند. و اینطور بهتان بگم، اگر ما این برنامه را درست هدایت بکنیم، هر کدام از این کشورها از قافله عقب بیفته، فردا میبایست بیایند جواب مردم ایران را بدهند که چرا حمایت نکردند از یک نهضت آزادی برای کشورمان.

ما نمی‌تونیم به شکل پاسیو منتظر تغییر سیاست جهان بشینیم. اما دوستان اگر این گزینه را نتونیم وارد صحنه بکنیم، بریم چی‌ بگیم به این خارجی‌ ها؟ که چرا از ما حمایت نکردید؟ میگن بیائیم از چی‌ شما حمایت کنیم؟ کدام اپوزیسیون؟ کدام تشکل؟ کدام جبهه‌ این همه گروه بودید، ساز خودتان را زدید ، ۳۰ سال هم هست سر ما را هم بردید! آخر هم هیچکدام هیچ کاری نکردید برای مملکتتان. 
تا اینکه بگیم نه، ما از یک جبهه‌ واحد ملی‌ و مردمی و همه گروهی داریم صحبت می‌کنیم که اکثریت مردم ایران را در بر گرفته، اکثر نیروهای سیاسی مملکت را در بر گرفته، ما به علم اختلاف سلیقه‌های ایدئولژیکی که داریم با هم یکی شدیم و داریم برای نجات ایران از این مخمصه میکوشیم. برای اینکه آینده ایران به دست مردم ایران تعیین بشه نه یک قوای اشغالگر خارجی‌، نه یک حمله نظامی، نه اینکه فردا بیایند برای ما که کارزای یا یک کس دیگری بتراشند و به ما تحمیل بکنند.

نه! اون دیگه دست ماست دوستان.
ما اگر امروز غفلت بکنیم، حرفی‌ نداریم که فردا ایراد بگیریم به فلان انگلیسی یا فلان فرانسوی یا فلان روس یا فلان چینی‌ یا فلان اسرائیلی یا فلان آمریکایی. اون ببخشید کوتاهی‌ خود ما هست و بی‌ لیاقتی خود ما در این عملکرد.
 
و یه روزی می‌بایست حساب پس بدهیم به مردم خودمان. ولی‌ اگر ما بیاییم و کاری بکنیم که دنیا را وادار بکنیم به اینکه از ما حمایت بکند، آن موقع است که مسابقه بگذارند که کی‌ جواب سلام ما را زودتر داده یا نداده. و این با تمام آگاهی‌ با خصلت‌ها و تفکراتی هست که  اینها دارند. ممکن هم هست که خوششان نیاید ولی‌ می‌بایست کاری بکیم که چاره‌ای غیر از این نداشته باشند. نه به عکس آن! نه به عکس آن! 


بیاییم این جبهه‌ واحد را تشکیل بدهیم، من به شما‌ها قول میدم، قول میدم که از این جبهه‌ حمایت خواهد شد. چون هیچ آدم عاقلیّ در منطقه نیست که این را نخواهد ترجیح بدهد به سناریو‌های ماجرا جویانه که خدا میداند چه هزینه‌ها‌یی که دنیا متقابل خواهد شد. پس بیاییم این کار را بکنیم زودتر. و مطعمن باشید که ازش استقبال خواهد شد.



بیاییم به خاطر آینده کشورمان این گذشت‌ها را داشته باشیم. از گذشته درس بگیریم، اما در گذشته حبس باقی‌ نمانیم.

آقای ریٔسی شما اشاره کردید به آقای جزنی. ما فرزندان یک نسلی هستیم که آینده ایرانمان را می‌بایست بسازیم. هیچ کداممان مسول کارهای قدیمی‌ هامان نیستیم، چه خوبش چه بدش. و نسل بعد از من، نسل ۲۰ ساله‌های امروز ایران، نسلی که حتی جنگ ایران و عراق را ندید که اون روزی که من حاضر شدم، ولو اینکه خمینی در تهران (صدا مفهوم نیست) ، در همین ارتش جمهوری اسلامی برای دفاع از خاک مملکتم برم و به عنوان یک خلبان بر علیه صدام حسین تهاجمگر بجنگم.


ما می‌بایست پایمان را بگذاریم وسط، نه اینکه به امید بقیه بشینیم که برای ما جنگ بکنن یا نکنن. آن دیگر تقصیر ماست اگر این مسیر را ایجاد نکنیم. حالا به خاطر یک سری گرفتاری‌های سابق که به نسل آینده مربوط نیست، بخواهیم این پدر کشتگیها را تا ابد مانع یک همکاری وسیع سیاسی بکنیم؟ نمیدونم تا کی‌ میخواهیم دیگر منتظر باشیم؟ ولی‌ بنده به شما اولین کسی‌ هستم که میگویم هیچ کسی‌، از خودم هم شروع می‌کنم، به تنهائی نمیتوانیم معجزه بکنیم. ما نیازمند یکدیگر هستیم، برای کاری که همه در آن میتوانیم برنده و خدای نکرده بازنده باشیم اگر به حال خودمون نیأیم و یک چاره اساسی‌ را جستجو نکنیم.

و هیچ کسی‌ این وسط به نظر من مونوپول این کار را ندارد. چه دست راستیش چه دست چپیش، چه مشروطه خواهش چه جمهوری خواهش چه جبهه ملیش‌ چه کردش.. هر کسی‌. همگی‌ میبایست یک وظیفه ملی‌ رو از خودمان نشان دهیم تا بعد برسیم به حقوق حزبی و عقیدتی‌ خودمان.


اگر به دموکراسی‌ عقیده داریم اگر به صندوق رای اعتقاد داریم اگر به یک پروسسوس اعتقاد داریم. بیاییم از حالا با سهم خریدن در این شرکت (صدا قطع میشود) از حالا جستجو بکنیم. فردا کسی‌ نمیاید این را در سینی طلائی به ما هدیه بکند. خیر آقایان، این درس را ما خوب از گذشته یاد گرفتیم. من حرف خودم را با حضور خودم و شرکت خودم در صحنه می‌خواهم تضمین بکنم و این را هم از شما می‌خواهم که امروز بیایید سهم بخرید در این شرکت. از روز اول دخیل باشید، از روز اول صاحبش باشید، از روز اوّل روش نظر بدهید. منتظر نباشید که یک کسی‌ بیاید از پشت کوه قاف برای ما وعده اصلاحات یا آزادی بدهد و بعد معلوم نیست چی‌ از تو آن بیرون بیاید. با کی‌ کار می‌کند، با کی‌ می‌نشیند با کی‌ حرف میزند، نه! این ما هستیم که می‌بایست این را ایجاد بکنیم. ما مردم هستیم. نه آقا بالا سری احتیاج داریم نه چیزی. اون دیگه در ید ماست.

 امروز! الان! همین حالا! منتظر چی‌ نشستیم؟ فرق امروز با دیروز چیست؟

سعی‌ کنیم دوستان، با خلوص نیت، با صداقت، با صمیمیت به خاطر آینده قبول کنیم که اختلاف نظر هم بین خودمون میتونیم داشته باشیم، هیچ ایرادی هم ندارد، خوب هم هست که باشد به نظر من، ولی‌ با احترام. و این میتونه نمودار این باشه که بله ملت ایران هم لیاقت یک کشور دمکراتیک بودن رو داره در رفتار و عملش. هی‌ نگیم ‌ای کاش مثل سوئدی‌ها بودیم، خوب میخواهیم مثل سوئدی‌ها باشیم خوب مثل سوئدی‌ها رفتار بکنیم.
و من تعجب می‌کنم، برای کشوری که اصلا پایه و اساس حقوق بشر را گذشته. قرن‌های پیش، زمانی‌ که نصف بیشتر همین غربی که میگیم دنبال تمدن و مدرنیته اش رفتیم، یک مشت قبایل وحشی بودند. در زمان کورش کبیر ما زمینه حقوق بشر را در کشور خودمان بنا کردیم. که الان در تالار کشور‌های جهان در همین سازمان ملل هست. نام سعدی و نام کورش می‌بایست یک افتخاری برای تمدن ایران باشد قبل از هر چیزی. اما آیا سزاور آن هستیم امروز ؟ اگر با رفتارمان همان برخورد‌های دگماتیک ۵۰، ۶۰ سال پیش خودمان را ادامهه بدهیم؟
با چه رویی می‌خواهیم بریم جلو چشم خارجی‌ بگیم که شما چرا نمیأید از حق ما دفاع کنید وقتی‌ که ما خودمان حاضر نیستیم از حق همدیگر دفاع بکینم. آنها بیشتر دلشان به حل ما بسوزه تا ما به حال خودمون؟‌ای بابا !

ببخشید یک ذره احساساتی‌ حرف میزنم، ولی‌ واقعا فکر می‌کنم که ما امروز فرصتی رو دیگر نداریم که داریم وقت تلف می‌کنیم. و غفلت بکنیم متأسفانه باید ببینیم که آینده ایران به دست مردم ایران تعیین نخواهد شد. این دیگر در ید ماست دوستان.

دیگر بیش از این چی‌ بهتون بگم؟ ولی‌ رو من میتونید حساب بکنید، من شما را ترک نخواهم کرد. من تا آخرش با شما هستم. دیگه بستگی داره که شما چه کار می‌خواهید بکنید. فراتر از این هم نه ادعا‌یی خواهم کرد نه چیزی خواهم گفت. ولی‌ بدونید که من رو این اساس و این اصول دارم پیش میرم و دست همکاری را با هرکدام از شما که در همین راه پیش برود، خواهم داد. و سلام !

اینجا هم ساعت ۴ شده آقای ریٔسی، اگر سوال دیگری نیست اجازه بدهید من مرخص بشم تا ایشالا در جلسه دیگری با دوستان

صحبت داشته باشیم.

برگردان به صورت نوشتاری بخشی از سخنان جلسه پالتاک شاهزاده رضا پهلوی به دعوت آقای حشمت ریٔسی ، ۲۳ دی‌ ۱۳۹۰ .

 ارتونیس ۲۵ دی‌ ۱۳۹۰







رضا پهلوی در پالتاک با هم میهنان از ، شکایت علیه خامنه‌ای ، از اتحاد احزاب و آشتی‌ ملی‌, سخن گفت


:حشمت ریٔسی 
 تکرار لازم است متأسفانه انسانهایی ما داریم حتی در سطح روشنفکران که خودشان را به خواب زدند و بیدار هم نمیشوند. یک نمونه آن همین چند روز پیش بود که اطلاع پیدا کردند که شما تشریف میاورید به اتاق انجمن سخن، مقاله‌ای یکی‌ از این فعالین دهه چهل / پنجاه ( اشاره آقای رئیسی اینجا به مقاله آقای علی‌ کشتکار می‌باشد که البته نام نمیبرند)، نوشته و شما را از شرکت در سیاست محروم کرده. و به شما توصیه کرده که در صحنه سیاست شرکت نکنید. من به یاد لویی ۱۴ افتادم، این شخص چون در فرانسه هم هست احتمالاً احساس کرده لویی ۱۴ هست که گفت "من ملت هستم". از مقام ملت می‌خواهد تعیین تکلیف بکند برای هر کس . منجمله شما یا بنده که در سیاست شرکت بکنیم یا نکنیم لازم است تکرار تمام مطالب در جامعه ما بخصوص.

و اما در همین رابطه یکی‌ از کارهای مثبت و خوبی‌ که شما انجام دادید، مساله محاکمه دیکتاتور است. در همین راستا در داخل کشور هم اگر به محتوای نامه‌های سرگشاده از درون زندان و بیرون زندان توجه بکنید، می‌بینید که کیفرخواستیست بر علیه ولی‌ فقیه. در میان خود حکومتیان و یا بخشی از حکومتیان که محذور(لغت کاملا مفهوم نیست )واقع شده‌اند، آقای ولی‌ فقیه و بر پایه قانون اساسی‌ خودشان، دو صفت را از دست داده، برای ما که سال‌هاست از داست داده ولی‌ برای خود آنها میگم. یکی‌ صفت "عادل" بودن و دیگری صفت "عاقل" بودن است. آقای خامنه‌ای نه عادل هست نه عاقل هست. و به همین دلیل هم در پی‌ سالهای متمادی به ویژه سالهای اخیر دست به جنایتهای هولناکی زده که حتی پایمال کننده همین قانون اساسیست که بر پایه فقح و شریعت تنظیم شده. شما هم به درستی‌ با توجه به رویدادهی داخل کشور و رویدادهای منطقه‌ای که عملا دیکتاتورها را به زیر میکشند یا به محاکمه میکشند چنین مسئله‌ای را طرح کردید که یک خواست ملیست. چه انتظاری از نیروهای سیاسی ، حقوق دانها، وکلا و فعالین سیاسی دارید؟ آیا به نظر شما اهمیت موضوع را گروه‌های سیاسی درک کردند؟ با توجه به این که در ابتدای سخن گفته شد که اوضاع کشور به شدت بحرانیست. در همین راستا و به دنبال این، آیا به سیاست آشتی‌ ملی‌ اعتقاد دارید ؟ و برای حل این معضل، این پدیده‌ای که واقعا مثل یک اختاپوس بر ملت ایران به اصطلاح چنگ انداخته و داره خفه میکنه، در صورت ضرورت و جلوگیری از جنگ و بحران گسترده و خطرات عظیمی‌ که کشور را تهدید می‌کند، آیا حاضر هستید در صورت ضرورت و اضطرار، با آقای کروبی، آقای موسوی و یا نیروهای مختلف دیگه برای تحقق‌ این امر دست دوستی‌ دراز کنید و این مساله را به پیش ببرید؟ آیا چنین ظرفیتی را در آنها می‌بینید؟ آیا حاضر هستید با گروه‌های شناخته شده نه کلی‌ و عام بلکه احزاب شناخته شده، تاریخدار، هویّت دار از حزب توده ایران گرفته تا سازمان اکثریت تا مجاهدین تا حزب دمکرات کردستان، کموله که در هر صورت گروه‌ها و احزاب شناسنامه دار هستند در راستای تحقق‌ اتحاد و تشکیل جبهه‌ واحد ضدّ دیکتاتوری پیش برید ؟ آیا اقدام مشخصی‌ در این زمینه کردید؟ آیا نامه‌های در این زمینه به اینها فرستادید تا از لحاظ سند تاریخی بماند که شما اقدامتان را کردید و به این گروه‌ها، احزاب با نام و نشان نامه فرستادید حتی نامه سرگشاده دادید تا ملت ایران بداند حداقل چه کسانی‌ مانع اصلی‌ نزدیک شدن به اتحاد‌ها هستند.
در این زمینه هم اگر جنبه عملی‌ و اجرایی دارد، نظرتان را بشنویم بسیار سپاسگزاریم. یا بهتره بگم معیاری دارید شما برای اینکه چه کسانی‌ در جبهه واحد ضدّ دیکتاتوری قرار بگیرند؟ گام حقوقی این مطلب را هم خود شما برداشتید و یک گام حقوقی مهمی‌ هم هست چه انتظاری از گروه‌های سیاسی دارید و چه انتظاری از حقوق دانهای کشور دارید؟ آیا حقوق دانهای کشور هم اهمیت این مساله را درد کردند ؟ گروه‌های سیاسی اهمیت این مساله را درک کردند؟ و چه مانع‌ای وجود دارد. در هر صورت سپاسگزار از شما میکرفون در اختیار شماست.

:رضا پهلوی 
سپاسگزارم، اجازه بدهید این سوال شما را در دو بخش به آن اشاره کنم. بخش اول که مربوط به این شکایت نامه هست و از این فرصت استفاده می‌کنم تا دوستان را در جریان قرار دهم و گزارشی از آخرین مراحل این کار جهت اطلاعشان در میان بگذارم و بعد به بقیه این سوال بپردازم. عرض شود که وقتی‌ من به فکر این مساله افتادم، البته این را هم بگم ابتدا به ساکن، که این نوع ابتکارات و این نوع کارها بار اولی‌ نبود که در جهت شکایت بر علیه جمهوری اسلامی اقدامی از نظر قانونی یا حقوقی انجام نشده باشه. مساله روش و متدولوژیست که میتونه کاربرد واقعی‌ امروز داشته باشه با استفاده از مسائل موجود که دیروز نبود. مثلا زمانی‌ که قاسملو یا بختیار را ترور کردند این دادگاه کیفری بین المللی اینجا وجود نداشت که میتوانستیم از اون طریق اقدام کنیم برای شکایت. اما وقتی‌ که ایده مطرح شد این را به صورت شفاف وباز، برای اینکه دوستان بتونن در داخل و خارج روی آن نظر بدهند به مدت بیش از دو ماه بر روی تارنما‌ها موجود بود به عنوان یک فایل در بالاترین هم این مطرح شد و من از طریق وبلاگ خودم این را عنوان کردم و اتفاقا بسیار با استقبال روبرو شد به خصوص از طرف بسیاری از فعالین حقوق بشر از داخل مملکت، حقوق دانان و وکلای مدافع زندانیان سیاسی و این تیپ ادمها. بیش از ۳۵۰۰ کامنت متعدد از داخل داشتیم و این زمینه شد برای همکاری بین متخصصینی که به روی این پرونده بیشتر کار بکنند. پس از این کنفرانس مطبوعاتی که من یک ماه پیش در پاریس داشتم، امروز در مرحله‌ای هستیم که این شکایت نامه تکمیل شده، برسی‌ به مفهوم تخصصی حقوقی شده، حدود ۵۰ صفحه گزارش کامل در موارد مختلف نقض حقوق بشر در ایران آمده. اتهام، اتهام جنایت بر علیه بشریت هست، نه الزاماً فقط نقض حقوق بشر. مساله نقض حقوق بشر میتواند خیلی فراتر از این باشد که فرض کنید یک عده‌ای را زندانی بکنند یا شکنجه بدهند یا اعدام بکنند. نه، جلوگیری از یک فرصت برای تحصیل یا برای اشتغال، برای حضور داشتن به خاطر ایجاد یک نوع تبعیض، به خاطر جنسیت، به خاطر یک باور مذهبی‌، تمام این‌ها جنایتیست که اسمش را می‌توان جنایت علیه بشریت گذاشت. این‌ها عملا به عنوان یک سیاست حکومتیست که در راس آن هم خود آقای خامنه‌ای قرار درد، به اون شکل عنوان میشود. منتها از آنجا که ایران امضا کننده اساسنامهٔ رم نیست، ما نمیتوانیم مستقیماً به دادگاه کیفری بین المللی مراجعه کنیم، ناچاریم از طریق شورای امنیت سازمان ملل این کار را انجام بدیم و از آنجا رجوع داده شود به دادگاه کیفری بین المللی.
قصد من از این کار چند چیز بود: از همه مهمتر نهادینه کردن این بحث که مساله محوری برای مردم ایران، نبودن آزادی و نقض حقوق بشر هست و خیلی‌ مهمتر از پرونده هسته‌ای که بیشتر دغدغه کشورهای خارجی‌ عللخصوص فرض کنید امریکا و یا اسرائیل هست. در صورتی‌ که من معتقدم اگر ایران برسه به دموکراسی‌ واقعی‌ نه تنها این مشکل حل خواهد شد بلکه مساله اتمی‌ هم حل خواهد شد به خودی خود.

بنابر این مساله محوریت دادن به این بحث بود که از این لحاظ نشان خواهد داد که دنیا متوجه انتظار مردم ایران بشود و خیلی‌ فراتر از رتوریک‌ها عمل بکند. مثل تابستان دو سال پیش نیست که یک جنبش سبز شروع شود و یک فرصت طلائی را که دنیا پیدا کرده بود تا یک حمایت واقعی‌ را از خودش نشان بدهد برای خواست مردم از دست بدهد . که در واقع یک عده‌ای زیادی این وسط کشته شدند و دنیا در واقع یک نوع عقب‌نشینی کرد به دلیل اصرار بر مذاکره کردن با رژیم جمهوری اسلامی و اتلاف وقت بیشتر...

به هر حال مسائل خیلی‌ زیاد است من نمیخواهم بیش از پیش به پیچیدگی‌‌ها اشاره کنم به اصل قضیه بپردازیم، محوریت دادن به این بحث نقض حقوق بشر بود که جای خود دارد، اما پارالل به این مساله این که ما چگونه میتونیم یک آلترناتیوی را، یک جنبشی را، یک نهضتی را در صحنه فراهم بکنیم که:
۱- معرف و دنباله رو خواست درون کشور هست از تمام نیروهای مبارز سیاسی و فعالینی که در داخل ایران هستند، که اعتبار و پشتیبانی خود را بر اساس نظر آنها داشته باشد، و ایرانیان برون مرزی در حمایت از این برنامه و پشتیبانی‌ از مبارزین داخل کشور بتواند در تشکیل یک شورای ملی‌ قدم بردارند. جا برای تمام جریانات سیاسی، که به یک سری اصول محوری و حداقلی توافقی داشته باشند که روی آن میتوانند همکاری سیاسی بکنند، هست. در تشکیل این کنگرهٔ و در این رابطه من شاهد مستقیمی‌ هستم که بحث‌ها بسیار شده و بسیاری از این جریاناتی که شما اسم بردید و ذکر کردید این ارتباطات بارها بوده این تبادل نظرها و این مذاکرات بوده، دقت بکنید بنده خودم را اینجا به عنوان یک دعوت کننده معرفی‌ نمیکنم. (صدا قطع میشود، ادامه) سعی‌ می‌کنم این مسائل را ادغام کنم برای شرکت در یک شورا که میتواند مرکزیتی بدهد به تمام جریانات و بتوان بر اساس آن یک تقسیم کاری کرد. ۲- برای حمایت از یک مبارزه نافرمانی مدنی در داخل کشور البته بر مبنای عدم خشونت. چون من غیر از این سناریو دیگه‌ای نمیبینیم تا بتوانم باهاش همراهی داشته باشم که هزینه گرانتری برای کشور ما نداشته باشد. تمام اینها برای این هدف است که گزینه‌ای به غیر از گزینه خطر مهاجمه نظامی به کشورمان باشد. برای جلوگیری از جنگ برای جلوگیری از حمله نظامی به کشورمان.
راهی‌ را باز کنیم که هم آنهای که در سیستم گیر کردند راه فرار داشته باشند و بتوانند به این طریق ملحق بشوند. حال چه نیروهای انتظامی موجود ایران چه کادر‌های سیویل. و تمام جریانات به اصطلاح اصلاح طالب دیروز که به این نتیجه رسیدند که واقعا دیگه فایده ای ندارد و می‌بایست فراتر از این نظام پیش رفت، این نظام اصلاح پذیر نیست. بنابر این من شخصاً دست همکاری، به هر کسی‌ که بر این باور و بر این عقیده هست که در آن جهت پیش بریم، مسلما خواهم داد. ولی‌ شرایط آن شرایط قبول آن اصول پایه مرکزیست که میتواند همه را بر اساس یک توافق بیاورد. خیلی‌ صراحتاً بهتان میگویم، من در آن جناحی که تعریف کردم باید بگم من جناح و جبهه‌ سکولار هست که به عنوان آلترناتیو دمکراتیک سکولار به یک حکومت مذهبی‌. من نمی‌توانم دست همکاری به کسانی بدهم که همچنان طرفدار شکل یک نظام مذهبی‌ هستند یا در قالب قانون اساسی‌ این نظام فکر میکنند، با آن‌ها همکاری سیاسی داشته باشم. چون اصلا جور در نمیاد با این تفکر. نمی‌شود یک پای آدم این طرف مرز باشد یک پای آدم آن طرف مرز. یا در آن دسته هستیم یا در این دسته. اما با هر کسی‌ که در این طرف خط قرار می‌گیرد، در طرف الترتیو سکولار و دمکراتیک، از تمام جریانات سیاسی موجود با تمام تفکرات که در آنها هست، صد در صد با آنها همکاری خواهم داشت و دست همکاری خودم را در اختیارشان خواهم گذاشت. برای ایجاد یک جبهه‌ٔ وسیع واقعا پلورالیست به مفهوم اخص کلمه اما مشخص در یک هدف واحد. و آن هم گذر از این نظام، رسیدن به یک آینده دمکراتیک، اتکا به صندوق رای به عنوان میزان تصمیمگیر آینده کشور به دست خود مردم ایران و باز کردن در برای پایان دادن به انتقام جویی و خشونت . اعتماد بر مبنای آشتی‌ ملی‌ و عفو عمومی‌ و لغو حکم اعدام برای همیشه در مملکتمان. این خواسته ایست که امیدوارم اکثریت جامعه پذیرای آن باشند و مدافع آن باشد. بلکه ما بتوانیم از این مخمصه نجات پیدا کنیم.

برای این که هر پاسدار و هر بسیجی‌ که تحت لوای نظام دستور گرفته که سرکوب بکند، فردا مؤاخذه نشود و یک آینده‌ای در آینده ایران برای خودش ببیند. من نمی‌گویم عدالت رعایت نشود، من نمی‌گویم مردم حق شکایت ندارند، ولی‌ یک گذشت بزرگی‌ برای بهبودی جامعه لازم است. ما میبایست بتوانیم در این مرحله این دور باطل خشونت و انتقام جویی را ببندیم. نمیگم فراموش کنیم ولی‌ باید بخشید و رفت جلو. بخشیدن در حد این که کمک بکند بر ترمیم این زخم‌ها که برسیم به مرحله سازندگی و نیفتیم در یک دوره چندین ساله انتقام جویی و حساب پس دادن. می‌بایست این را به مفهوم یک خواست کلکتیو (جمعی ) پیش ببریم و این بزرگی‌ و این شهامت و این جسارت را از خودمان نشان بدهیم که ما میتوانیم همدیگر را ببخشیم.

به خاطر آینده بهتر به خاطر یک زندگی‌ با رفاه بیشتر، برای امنیتی که یک جامعه نیازمند آن است، برای تضمینی که یک جامعه نیازمند آن است و برای آزادی که جامعه ما نیازمند ان است.
برای هر ایرانی، می‌خواهد کرد باشد یا بلوچ، می‌خواهد آذری باشد یا عرب باشد، چپ باشد یا راست باشد، می‌خواهد مسیحی‌ باشد، کلیمی باشد یا مسلمان باشد، بهایئ باشد یا بی‌ دین باشد. ما باید بتوانیم به این برسیم.
 و اینجاست که میگویم می‌بایست در راستای یک برنامه در سطح حقوق بین المللی حرکت کنیم در جهت تقویت تمام اهرمهای کمک کننده به اینکه فشار را از درون به روی این نظام بتوانیم وارد کنیم. از طریق حرکتهای مدنی جامعه که بتوانیم سر و سامانی به آن بدهیم و هماهنگی بیشتری به آن بدهیم و یک تقسیم کار واقعی‌ بین تمام جرایانات و احزابی که در این جبهه‌ واحد میتوانند قرار بگیرند. با حفظ سازمان و تشکل خودشان منتهای با یک همکاری واقعی‌ و صمیمانه بر مبنای یک سری تفاهم‌ها بر سر اصول کلیدی که همه را به هم وصل می‌کند.

این پیشنهاد عملیست که در این صحنه مدتهاست که به دنبال آن بودم و امروز بیشتر روی آن تأکید می‌کنم.

و در جواب مستقیم به بسیاری از هم میهنانم عللخصوص از داخل مملکت که خیلی‌ بیشتر یک نقش پررنگتری را از من در این مورد و در این زمان، جستجو میکنند، در جواب و دادن پاسخ به آنها این کار را انجام میدهم.

باز هم میگویم برای اینکه دوستان برایتان کاملا مشخص باشد، من هرگز ادعای رهبری هیچ جریان یا گروه یا مردم ایران رو نمیکنم، من همیشه به عنوان رضا پهلوی به شما پیشنهاد خودم و راه خودم را ارائه دادم، آن روزی که به من این حق رو بدهید یا این انتخاب را بکنید که به عنوان سخنگو به عنوان معرف، به عنوان کسی‌ که از جانب همگی‌ شما میتواند در سطح بین المللی رایزنی بکند و کار بکند، آن زمان این ادعا را خواهم کرد و نه قبل آن. بنا بر این، این را می‌بایست از من بخواهید. من هرگز مدعی آن نخواهم بود.

اما این را بدانید که تا جان در بدن دارم تلاش خواهم کرد که نیرو‌هایی که متعهد هستند بر یک باور آزادی، به همیگر نزدیکشان کنم و سعی‌ کنم بین آنها تفاهم بیشتری به وجود بیا‌ورم.

معتقدم که این اون چیزی‌ست که کشور ما از همه چیز بیشتر نیاز دارد. برای من هیچ تفاوتی بین چپ و راست نیست ، هیچ تفاوتی بین یک کرد و یک بلوچ نیست، هیچ تفاوتی بین یک آذری یا یک خوزستانی نیست، هیچ تفاوتی بین یک زن یا یک مرد نیست، برای من تمام این افکار محترم و مقدس است. و من در حفظ حق هر کدام از شما همیشه تلاش خواهم کرد تا آن زمانی‌ که با یک گلوله من را از بین ببرند و صدایم را خفه کنند.

تا روزی که جان در بدن دارم و نفس میتوانم بکشم و قلم میتوانم بزنم،
مدافع تک تک شما خواهم بود، حتی اگر دشمنی پدری با من داشته باشید، چون من با شما هیچ دشمنی ندارم.
من به خاطر آزادی کشورم تا پای جان مبارزه خواهم کرد امیدوارم در این راستا تنها نباشم و کمک شما را داشته باشم.

سپاسگزارم


چکیده‌ای از سخنان آقای پهلوی در پالتاک را خواندید . امیدوارم بتوانم تمام سؤالات را به صورت نوشتار در بیا‌ورم و به زودی در وبلاگ خود برایتان منتشر کنم. پاینده ایران ارتونیس, ۲۵ دی‌ ۱۳۹۰ 




۱۳۹۰ دی ۱۵, پنجشنبه

تهتمهای انقلاب اسلامی ۵۷ توسط بنی صدر دوباره بازسازی شد: خاندان پهلوی دست نشانده قدرتهای سلطه گر هستند!

 انگار داری روزنامه های انقلاب اسلامی تهران در فردای ۱۲ بهمن ۵۷ را می خوانی  . همان روزنامه هایی که گفتند خاندان پهلوی دست نشانده اند و بیایید آنها را بیرون کنیم تا قدرت تحویل انقلاب اسلامی خمینی و بنی صدر شود. همانهایی که مردم را با وعده های نان و آب و برق رایگان گول زندند و خاندان پهلوی را خائن معرفی کردند

! آورین آورین آقای بنی صدر

آقای بنی‌صدر در رویای انقلاب اسلامی ماندید و توجهی‌ به خواسته مردم که دیگر انقلاب نمیخواهند مخصوصاً از نوع اسلامیش ندارید

هر گروهی یا گروهکی که با شعار اسلامی به جنگ حکومت مذهبی‌ جمهوری اسلامی برود بیشتر جنبه فکاهی به خود میگییرد ! در آینده ایران دخالت مذهب در سیاست و حکومت چیزیست که اکثریت مردم ایران نمیخواهند چه از نوع دیکتاتوریش چه از نوع دمکراتیکش !

تنها راه پیشنهادی برای هواداران این قبیل سازمانها و گروهک‌ها این است که به جمع مردم بپیوندند و به جای اینکه خود را پشت سازمانهاشان پنهان کنند ، فرا مسلکی و فرا حزبی عمل کنند. غیر از این راه هرگز موفق نخواهید شد و

 ملت ایران که روز به روز به اتحاد ملی‌ نزدیکتر میشود به جای ترد کردن شما، هم راهی‌ را از شما می‌پذیرند.

 
آینده ایران به هر صورت از صندوق‌های رای بیرون خواهد آمد


ارتونیس ، ۱۵ دی‌ ۱۳۹۰