Artunis

۱۳۹۱ شهریور ۲۹, چهارشنبه

اصلاح طلبان ديروزى در لباس اشتى طلبان امروزى، ما شما را برهنه ديده ايم

اصلاح طلبان ديروزى كه در لباس اشتى طلبان امروزى در امديد، ما شما را برهنه ديده ايم؛
هر لباسى بپوشيد بدن برهنه شما زمانى كه اقاى خاتمى پشت مردم را خالى كرد و رفت راى خود را به نظام داد، در خاطر مردم نقش خودش را بست.
خانمها ، اقايان،
اشتى طلبى را اشتباه برداشت نكنيد! ما هيچ اشتى با سران و حاكمان جمهورى اسلامى كه ٣٤ سال جز نابودى، جنايت، خونريزى و چپاول و بى ابرويى براى ملت ايران نداشتند، نداريم. بر عكس ما خواهان محاكمه تك تكشان هستيم. اشتى ما با كسانيست كه از بدنه نظام كندند و راه ازادى و دموكراسى را در سرنگونى اين نظام ميدانند و بر حاكميت ملت و صندوق راى باورمندند.
صلح طلبى شما با حاكمان مستبد، جز تو دهنى به مادران و پدرانى كه فرزندان خود را در راه ازادى از دست داده اند نيست.

صلح را از ملت ايران بطلبيد !

دمیدن مدام شما در بادکنکهای صورتی رویای صلحی ناممکن و تخیلی با نظام جمهورى اسلامى باعث میشود برای پیروزی در جنگ واقعی سختی که درگیرش هستیم نفس کم بیاورید!

فردا بايد جوابگوى ملت ايران باشيد.

دست از حمايت خود از اين نظام كه صداى شكستن ستونهايش به گوش تمام جهان رسيده است برداريد. تكليف خود را امروز مشخص كنيد. راه براى پيوستن به شورا ملى براى همگان باز است.
روى سخنم با دموكراسى خواهان ديروزى و سنگ اندازان امروزى نيز هست.

اين قايق نجات به حركت درامده، يا سوار ان شويد و سهم و وظيفه ملى خود را ايفا كنيد و سر بلند بمانيد، يا از دور شاهد رسيدنش به مقصد باشيد.
اين قايق به ساحل ازادى خواهد رسيد،

چه با شما ، چه بدون شما.


پاينده ايران
سوگل آيرم
چهارشنبه ٢٩ شهريور ١٣٩١
Sogol Ayrom
Sept. 18th 2012
ارسال شده توسط Artunis در ۳:۲۶ هیچ نظری موجود نیست:
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

۱۳۹۱ شهریور ۲۷, دوشنبه

فقط یک قایق هست که ما را به ساحل نجات خواهد رساند...




اهمیت اولویت دادن به یک پروژه ملی، تفاوت موفقیت خواهد بود با شکست.
به اندازه کافی در یک مملکت آزاد فرصت بحث کردن سر اختلاف نظرات و سلیقه ها حتی از نظر ایدئولوژیک خواهد بود. اما وقتی وسیله ای نباشد که داور و هیأت نهایی و قاضی که خود مردم ایران باشند که در مورد این بحثها که میبایست تصمیم گیری بکنند، وجود نداشته باشد، پس اول باید شرایط را به وجود آورد.
در واقعه میخواهم بگویم، در این پروژه ملی همه در آن ضيع نفع هستیم، از هر دیدگاه فکری، عقیدتی، مسلکی و سیاسی که باشیم. بنا با این قبلا هم گفتم باز تکرار میکنم،

فقط یک قایق هست که ما را به ساحل نجات خواهد رساند، و آن هم قایق اتحاد است .

اتحاد تمام نیروهای ملی برای یک هدف فرا سازمانی، فرا مسلکی، فرا ایدئولوژیک.

مساله ما آزادیست، مساله ما حاکمیت مردم است. مساله ما این است که فضایی را ایجاد کنیم که مردم ایران با هر فکری که هستند بتوانند با مشورت ، برسند به یک نتیجه و بعد به یک تصمیم که در آینده چه خواهند کرد.

بنا بر این رسالت ما امروز تعیین تکلیف کردن برای مردم در شکل نظام آینده نیست. بلکه فراهم کردن زمینه ایست که افرادی که به نمایندگی مردم میبایست این نقش را به عهده بگیرند، این آزادی عمل را پیدا کنند. این رسالت ما به عنوان نیروهای آزادی خواه است که این زمینه را در ایران ایجاد کنیم.
بنا بر این مساله هم سويی و همکاری در این جهت را من مطرح میکنم، نه اینکه ما از نظر عقیدتی همدیگر را قانع کنیم. اما برای رسیدن به این حق بیان و دفاع از عقیده خودمان میبایست زمینه ای که امروز در کشور وجود ندارد را ابتدا به وجود بیاوریم.
بنا بر این برای همین است که میگویم، اصلا مساله ما امروز مساله چپ یا راست، جمهوری یا مشروطه نیست. مساله ما آزادیست ، مساله ما دموکراسی است ، مساله ما حقوق بشر است. مساله ما یک قانونی است که در آن تمام حق مردم ایران محفوظ باشد. مساله جدایی دین از حکومت است. به عنوان یک پیش شرط به دموکراسی. و تا نرسیم به این شرایط در واقعه زیر بنای کشور را به وجود نیاوردیم که بتوانیم بقیه کارها را انجام دهیم.
این را میبایست در مملکت نهادینه کنیم.
از اینجا آغاز میشود که امروز بیاییم این اولویت را قرار بدهیم به این پروژه ملی. و فکر میکنم که بسیاری هستند که به این نتیجه رسیدند و همانطور که قبلاً گفتم روز به روز به تعدادشان چه در داخل و چه در خارج از کشور اضافه میشود.

این مصاحبه مربوط میشود به سال ۱۳۸۴. (بله قبل از انتخابات ۸۸)

برگردان متن سخنان شاهزاده رضا پهلوی از صوتی به صورت نوشتاری توسط
سوگل ایرم
۲۷ شهریور ۱۳۹۱
استفاده از این متن با ذکر منبع آزاد میباشد
ارسال شده توسط Artunis در ۳:۵۸ هیچ نظری موجود نیست:
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

۱۳۹۱ شهریور ۲۵, شنبه

آقای نوری علا پیامی از علیرضا خ. از ایران برای شما دارم

به متن نامه توجه کنید
این پیام یک وبلاگ نویس از داخل ایران است، که  به دست من رسیده و من به جای او منتشرش میکنم . جوانی که حتی حق وبلا گنویسی هم از او گرفته شده.
از تمام دوستان و عزیزان تقاضا میکنم صدایش را به گوش همگان برسانند تا همه به ایران فکر کنند و فقط به ایران فکر کنند.
پاینده ایران
سوگل آیرم


آقای نوری علا ، گلهای اپوزیسیون انحلال طلب دارند پر پر می شوند 



 چندی پیش به دعوت یکی از بستگانم و به قصد دیدار وی و نیز سیاحت در فرنگ ، عازم ینگه دنیا شدم. پیش از حرکت ، مطابق آداب و رسوم متداول شروع به تهیه هدایایی به عنوان پیشکش و سوغات کردم تا به میزبان خود تقدیم کنم و بر سبیل تعارف ، طی یک تماس تلفنی که با میزبان آینده خود داشتم از او خواستم که اگر به سوغات خاصی علاقمند است ، عنوان کند تا برای وی فراهم نمایم که با یک  درخواست عجیب از طرف او مواجه شدم : میزبان کهنسال و بیمار با لحنی حزن آور عنوان نمود که کمی خاک ایران برای او بهترین سوغات خواهد بود .
 من که از استماع این درخواست غیرمنتظره متعجب شده بودم ناخودآگاه به یاد کهنسالی و بیماری میزبان خود افتادم و دریافتم او پس  از سی و سه سال زندگی در تبعید ، خاک ایران را برای چه منظور و برای چه کار می خواهد که لابد خوانندگان قادر به حدس زدن آن می باشند

باری نگارنده این سطور از عنوان شرح فوق منظوری نداشته است جز یادآوری گذشت زمان و طی شدن متناوب ایام و ذکر این توضیح بدیهی که در سی و سه سال اخیر چه تعداد از ایرانیان از سعادت مشاهده دوباره میهن خود باز مانده اند و با استمرار حکومت جمهوری اسلامی ، تحقق این آرزو برای بسیاری از ایرانیان دور از وطن به امری محال مبدل گشته است و البته داستان هم میهنان درون مرز نیز چنانکه می دانیم هزار برابر غم انگیز تر است که قلم فرسایی درباره آن موجب اطاله کلام خواهد بود

نا گفته معلوم است که در این سی و سه سال ، تلاش خواص و عوام ملت ایران برای رهایی از حکومت جمهوری اسلامی و دست یافتن به آرمانهای آزادی خواهانه و آرزوهای انسانی خود مثمر ثمر نبوده است .  اگر فعالیت های عاطل و باطل مسلحانه عده ای از  مخالفان نظام حاکم کنونی را کنار بگذاریم و به دیگر اقدامات  مخالفان حکومت اسلامی ( اپوزیسیون ) بپردازیم ، به غیر از دعوا های ایدئولوژیک و چوب لای چرخ یکدیگر گذاشتن ، عجالتا" به مورد دیگری نمی رسیم !
لیکن در چند سال اخیر و بخصوص پس از پیدایش جنبش سبز گویی تعدادی از خواص اپوزیسیون بالاخره پس از بیش از سه دهه ، یا با تجزیه و تحلیل خردگرایانه اقدامات نافرجام گذشته و یا با نگاهی بر چهره خود در آیینه ! و یا هر دو ! بالاخره گذشت زمان و طی شدن ایام را دریافتند و « ضرورت و فوریت »  اقدام عاجل در پایان دادن به سی و سه سال ناکامی و نکبت ملی را در اتحاد و همبستگی حول محور یک بدیل سکولار - دموکرات  جستجو کردند . گو اینکه متاسفانه هنوز هم جمعی از این خواص از این قاعده مستثنی هستند و همچنان بدون توجه به تاثیر زمان در سپیدی موهایشان ( و نه توجه به منافع و مصالح کشور و هم وطنانشان ! ) همچنان بر طبل نفاق و عداوت و کینه ورزی می کوبند و به جای آرزوی آزادی و تعیین سرنوشت هم میهنانشان به دست خودشان ، نهایت آرزویشان کاستن ده درصدی از تحقق  آرزوی دیگران است !
معهذا از میان دسته ای که خردگرایانه و بدور از کینه ها و کوله بارهای سنگین ایدئولوژیک ، راه اتحاد و  همستگی برای رسیدن به یک دموکراسی سکولار را برگزیده است  شخصی وجود دارد که این نوشتار با نام او زینت آغاز یافته
است : دکتر اسماعیل نوری علا

چند روز پیش از این و در هنگامی که خبر میمون آغاز فراخوان برای تشکیل شورای ملی به ایران مخابره گشت ، نگارنده این سطور به همراه  تعدادی از تزدیکان ، با توجه به اطلاع از تلاشهای آقای نوری علا در چند سال گذشته برای تحقق چنین شوایی ، بی  صبرانه منتظر اعلام حمایت و مشارکت مشارالیه در این طرح بودیم و وجاهت سیاسی ایشان را موجب غنای این شورا می پنداشتیم و هنوز هم چنین می پنداریم. معهذا در نهایت شگفتی با انتشار مقاله ای به قلم ایشان زیر عنوان « گل های اپوزيسيون انحلال طلب به دروازهء خودی! » ( 1 ) چنین معلوم شد که آقای نوری علا هنوز تصمیم به خرج وجاهت سیاسی خود به نفع ملت ایران نگرفته اند و بدون هراس از مخاطرات گذر زمان برای میهن و عجالتا" برای خودشان ، آن را برای آینده ای مجهول ذخیره نموده اند

نگارنده  به همراه تعدادی از علاقمندان ، با هدف دریافتن دلایل مخالفت ( و نه کارشکنی ! ) ایشان با تشکیل این شورا و منشور پیشنهادی ارائه شده ، مقاله مذبور را چندباره مطالعه کرده و از ذکر دلایل و استدلال های ایشان غرق در شگفتی شدیم ، تو گویی آن نوری علایی که تا دیروز اغیار را به سبب عدم اجتماع زیر پرچم اتحاد خودش به باد شماتت و انتقاد می گرفت ، امروز خود همان
 اشتباه و خبط اغیار را در پیش گرفته و از ایستادن زیر پرچم اتحاد دیگران استکناف می نماید

آقای نوری علا در مقاله خود ابتدا با اشاره به عضویت دیپلماتهای « سابق » حکومت اسلامی و شخص خواهرزاده مهدی کروبی در این شورا ، پیراهن خونین به دست می گیرد و خوانندگان را مورد عتاب و خطاب قرار می دهد و ضمن هشدار درباره فعالیت جمهوری اسلامی و یادآوری داستان هخا ها و مدحی ها ، این عده از حمایت کنندگان شورا به جمهوری اسلامی منتسب می کند و بالاخره ایده تشکیل این شورا را از آن سربازان گمنام امام زمان معرفی می کند ! و شگفت آنکه ایشان هیچ متوجه نیست که تا دیروز اسماعیل نوری علا و گماشتگان او در شبکه سکولارهای سبز در به در به دنبال جلب حمایت همین دیپلماتهای سابق برای حمایت از طرح سازمان خود در فعالیت بودند !

  در ادامه مقاله ، ایشان ضمن انتقاد از شاهزاده رضا ، امضاء ایشان ذیل آن فراخوان را به مثابه عدم رعایت بیطرفی و نقش فراگروهی ایشان می داند و شاهزاده پهلوی را تحت محاصره و سیطره اطلاح طلبان به تصویر می کشد ، نفوذ بخشی از حامیان این طرح در داخل ایران را به سخره می گیرد ، از تکذیب نامه جبهه ملی سخن به میان می آورد و سرانجام نوسترداموس مآبانه روز پایانی و دردناک این شورا را عنقریب پیش بینی می نماید

 آقای نوری علا به هیچ وجه توضیح نداده اند که چگونه شاهزاده رضا با تایید و توشیح اصول یک منشور ملی و فراحزبی و مبتنی بر اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر ( 2 ) بیطرفی و نقش فراگروهی خود را نادیده گرفته اند ؟ و با کدام منطق و دلیل به این نتیجه رسیده اند ؟ با مطالعه اصول منشور فوق الذکر و آگاهی از محتوای ملی و فرامسلکی و فراحزبی آن ، آیا فی الواقع امضاء شاهزاده رضا ذیل چنین اصولی ادامه و تداوم نقش بیطرفی و فراگروهی و فرامسلکی ایشان نیست ؟

چگونه ممکن است افرادی را که با تایید و امضاء اصول منشور پیشنهادی شورای ملی به تصریح انحلال جمهوری اسلامی و اصل سکولاریزم را پذیرفته اند ، همچنان اصلاح طلب بدانیم که آقای نوری علا از آنان با عنوان اصلاح طلبانی یاد می کند که شاهزاده پهلوی با آنها همکاری می نماید ؟ آیا اعلام  شفاهی و کتبی نامبردگان از جدا شدن از کلیت نظام اسلامی و باورمندی به سکولاریزم و حاکمیت ملی کافی نیست ؟ و بطور کلی اعلام برائت آنان باید به چه صورت و چه روش و به کدام زبان رایج دنیا صورت پذیرد تا جناب نوری علا آن را بپذیرند ؟

 به چه صورت میسر است که طرح شورای ملی یا هر ایده مشابه آن بدون حمایت و نقش افراد ساکن در درون کشور به سرانجامی برسد که آقای نوری علا بر سبیل تمسخر مشارکت ایرانیان درون مرز را داستانی غیر قابل باور و تصنعی قلمداد می کند ؟ و با مبالغه گویی ( و نه خلاف واقع گویی ! ) در تعداد افراد و آمار اعضای شورا ، آن را به مثابه امری محال می داند ؟ اگر ایشان به راستی معتقد به عدم نفوذ اپوزیسیون در درون مرز است ، پس دلیل فعالیت سیاسی طویل المدت شخص ایشان چه بوده است و ایشان چگونه بدون مشارکت افراد ساکن در ایران قصد انحلال حکومت اسلامی را داشته اند ؟

امروز هر طفل دبیرستانی در درون کشور که به اینترنت و ماهواره مجهز است از تکثر تشکیلاتی موسوم به « جبهه ملی » در برون مرز آگاه است و وفور و چندگانگی این نام ( جبهه ملی ) در بین سازمان های سیاسی خارج از کشور ، مسئله ای بدیهی است. ( که معمولا" هیچ یک نیز دیگری را قبول ندارند ! ) آیا براستی باید باور کرد که آقای نوری علا با عمری سابقه فعالیت سیاسی از وجود بیش از یک سازمان سیاسی زیر عنوان « جبهه ملی » بی اطلاع است ؟ و تکذیب نامه یکی از چند سازمان موسوم به جبهه ملی را از روی بی اطلاعی مبدل به چماق کرده است و بر فرق شورای ملی می کوبد ؟

نگارنده این سطور متاسف است که مجبور است عنوان نماید مقاله غیرمنصفانه ، مغرضانه و تخریبی اخیر جناب نوری علا و بطریق اولی مواضع و عکس العمل و رفتار اخیر ایشان درباره فراخوان تشکیل شورای ملی نه تنها عادلانه و منطقی و واقع بینانه نیست بلکه با گفتار و کردار گذشته ایشان نیز در تضاد است.  شخصی که تا دیروز ضرورت اتحاد را به همگان یادآور می شد ، امروز تنها به سبب به سرانجام رساندن این طرح توسط دیگران ، با ترش رویی پا بر زمین می کوبد و به حالت قهر ، روی بر می گرداند     



   شرایط بین المللی و اخبار واصله دال بر جنگ قریب الوقوع پیش روی و مخاطرات آن برای میهن از یک سو ، و بیش از سه دهه گذران عمر اپوزیسیون در تبعید از سوی دیگر ، از محدودیت زمان برای اکثریت قریب به اتفاق چهره های سیاسی تبعیدی حکایت دارد. افرادی که پس از عمری دانش اندوزی و تجربه اندوزی اگر هم اینک به فکر اقدام عاجل و فوری جهت ایجاد یک آلترناتیو سکولار -  دموکرات نباشند ، شاید فردا فرصت و بخت اقدام را نیابند.
انتظار جوانان ایران و جامعه روشنفکر ایران از نخبگان سیاسی برای اتحاد حول محور برگزاری انتخابات آزاد و پرهیز از ادامه مناقشات  ایدئولوژیک و عدم موازی سازی تخریبی یک حقیقت روشن است. ایران و جوانانش امروز به حمایت نوری علا و نوری علا ها در  جهت تشکیل شورای ملی نیازمندند . گو اینکه در صورت عدم مشارکت تعدادی از افراد و سازمانهای سیاسی ، مسلما"  طرح شورای ملی نیز مانند هر ایده و برنامه دیگر ، مشروعیت خود را از افواه ملت ایران دریافت خواهد کرد و نه الزاما" از سازمانها و
شخصیت های سیاسی منفعل

ایران - علیرضا خ - بتاریخ 25 شهریور ماه 1391 خورشیدی


-1-
 مقاله مورد اشاره آقای نوری علا  

2- لینک منشور پیشنهادی شورای ملی ایران




ارسال شده توسط Artunis در ۱۴:۴۶ هیچ نظری موجود نیست:
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

۱۳۹۱ شهریور ۱۹, یکشنبه

جمهورى اسلامى نفوذ كرد ! پس درش را ببنديم و بنشينيم در خانه هامان!

حالا فرض كنيم جمهورى اسلامى موفق شده در شوراى ملى نفوذ كند:
خبر ميبرد براى اربابانش؟
خب اين كه مشخص است فكرى بيهوده است. شوراى ملى به صورت شفاف عمل خواهد كرد. خودشان ميتواند همه چيز را ببينند و بخوانند. اصلا تا دلشان ميخواهد خبر ببرند تا اربابانشان اماده چمدان بستن بشوند.
ميخواهند در ارا و تصميمات تاثير گذار باشند؟
انقدر اندكند كه چنين چيزى باورش حتى محال است. هر چه بيشتر ميهننرپرستان به شورا بپيوندند انها خود به خود محو ميشوند.

امده اند بين اپوزيسيون اختلاف بياندازند؟
فرهنگ اختلاف اندازى ديگر كهنه شده است و دست جمهورى اسلامى هم رو شده است. مردم ديگر حرف ياوه گويان و تفرقه اندازان را باور نميكنند.
نفوذ هم كنند به هدفشان نخواهند رسيد، نگرانى بيش از حد بعضى افراد را من متوجه نميشوم. به جاى اين نگرانيها و منفى بافيها بياييم همگى خدمت كنيم تا هر چه زودتر ميهنمان را ازاد كنيم.
انها هر چقدر هم تلاش كنند، مقاله بنويسند ، مصاحبه تلويزيونى انجام دهند و انگشت اتهام به تمام اعضاى شورا هم دراز كنند، موفق نخواهند شد اين قايق نجات را ، كه به سمت ساحل ازادى حركت كرده است، متوقف كنند.

بگذاريم هر چقدر ميخواهند سنگ بياندازند با سنگهاشان ديوارى محكم بسازيم و با قدرت بيشتر به پيش حركت كنيم.

جمهورى اسلامى بدونه / بزودى سرنگونه!

پاينده ايران ، بر پا باد شوراى ملى.

سوگل آيرم
دوشنبه ٢٠ شهريور ١٣٩١

Sept. 10th 2012


ارسال شده توسط Artunis در ۲۲:۱۹ هیچ نظری موجود نیست:
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

۱۳۹۱ شهریور ۱۶, پنجشنبه

شاهزاده به فراخوان شما پاسخ مثبت دادم، حال من از شما درخواستی دارم و منتظرجوابتان هستم

با تمام موازی سازیها ، با تمام سنگ اندازیها با میلیاردها خرج در راه لابی گری و ایجاد اختلاف بین گروههای اپوزیسیون، جمهوری اسلامی موفق نخواهد شد جلوی تشکیل شورای ملی را بگیرد.

فراخوان شورای ملی منتشر شد. نوبت ماست که با امضای خود و تأیدش در برپایی هر چه زودتر آن نقش موثری داشته باشیم.

امروز روزیست که هم میهنان به فراخوان ۱۵ شهریور شاهزاده رضا پهلوی آری گویند و در راه همبستگی شانه به شانه و برای ایران به پیش حرکت کنند.
فرق ما امروز در پادشاهی مشروطه خواه و یا جمهوری خواه نیست، فرق ما امروز در ریشه و مذهب مان  نیست.

فرق ما امروز
-در پذیرش اصل همبستگی و آشتی ملی برای نجات ایران
و یا
-سعی درشکست دادن این همبستگی است.

دو حالت دارد:
-تلاشمان یا برای نجات ایران با ایمان راسخ به انتخابات کاملا آزاد برای تعیین سرنوشت و نوع حکومت آینده و ایجاد چنین شرایطی در کشورمان است،

-یا اینکه ترجیح میدهیم به رویه پیشین خود در مقابله و رقابت با یکدیگر وقت و انرژی را تلف کرده و به جای دشمن اصلی ایران، سرمان را با مبارزه با یکدیگر گرم کنیم.

آری، امروز این است تنها فرق ما!

ما به هر حال به آزادی خواهیم رسید. زیرا حق همیشه پیروز است. پس چه بهتر که تکلیف خودمان را بدانیم با چه کسانی هم راه هستیم و چه کسانی قصد دارند راه را برای رسیدن به آزادی دشوار کنند و برای رژیم زمان بخرند.

به شخصه از این طریق اعلام میدارم و عهد میبندم از شورای ملی برای انتخابات آزاد پشتیبانی خواهم کرد و با امضای خود این پیمان را به ثبت میرسانم.

اکنون از شاهزاده میخواهم،
ابتدا اشاره میکنم به گفته خود ایشان در فراخوان همبستگی ۱۵ شهریور؛

آغاز نقل قول،
رسالت امروز ما، صرف نظر از سلیقه ها و عقاید و آرمان های سیاسی، آغاز یک حرکت نهایی به سوی آزادی، صلح، امنیت و رفاه و سربلندی ایران زمین است. من نیز به سهم خود آماده ام برای پیش برد این هدف ملی با همه نیروها هم فکری و از آنها پشتیبانی نمایم.
پایان نقل قول.

 به عنوان یک ایرانی که آرزویی جز آزادی میهنش ندارد و در این راه سالهاست مبارزه میکند و از همه چیزش گذشته، حق خود میدانم که از ایشان درخواست کنم:
به گفته خود عمل کرده و حال که شورای ملی فراخوان خود را منتشر کرده، جزو اولین افرادی باشید که آن را امضا میکنید. و با امضای خود به این حرکت ملی اعتبار بخشید.
به امید روزی که ایرانمان را از نابودی نجات دهیم و این اولین قدم عملی بعد از ۳۴ سال در تاریخ برای آیندگان ثبت شود.
پاینده ایران
سوگل ایرم
۱۶ شهریور
September 6th 2012

جهت خواندن منشور پيشنهادى و در صورت توافق به لينك زير رفته و ان را امضا كنيد.
www.farakhanmeli.org
                           ایران را با هم آزاد کنیم                           



ارسال شده توسط Artunis در ۸:۵۴ هیچ نظری موجود نیست:
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

۱۳۹۱ شهریور ۱۵, چهارشنبه

۱۵ شهریور ۱۳۹۱ روز همبستگی برای آزادی ایران

دیگر زمان ان رسیده که ما هم اعلام آمادگی کنیم.
زمان ان رسیده که به جلو و به آینده ایران فکر کنیم.
نسل امروز ایران نسلی پر از امید و صلح جوست و شرایط همبستگی امروز بیشتر از هر زمانی فراهم است.
پس دیگر منتظر چه هستیم؟
ما مردم ایران فقط باید به خود متکی باشیم. همانطور که شاهزاده رضا پهلوی همواره گفته است:

ایران تنها به دست ایرانیان آزاد خواهد شد.

شاهزاده رضا پهلوی فراخوان رسمی برای همبستگی منتشر کرده. وی به تر رسمی آمادگی خود را به همکاری و پشتیبانی از هر حرکتی که منجر به اتحاد ایرانیان شود اعلام کرده .

حال نوبت ماست. 

من به این فراخوان جواب مثبت میدهم !
هم میهن این تصمیم با خود شماست  که آیا میخواهید به روند اسف بار این ۳۴ سال ادامه دهیم یا این که شما هم به این فراخوان همبستگی جواب مثبت میدهید و برای آزادی ایران آستین بالا میزنید.

۱۵ شهریور ۱۳۹۱  

امروز را در تاریخ ایران به روز همبستگی ملت ایران تبدیل کنیم.

پاینده  ایران
سوگل آیرم

متن فراخوان شاهزاده رضا پهلوی 


هم میهنانم،

با گذشت سه دهه از عمر رژیم حاکم برکشورمان، بر همگان روشن گردیده که عملکرد این حکومت استبدادی حاصلی جز دروغ، ظلم و بیدادگری، فقر و بیکاری، غارت سرمایه های ملی و دریک کلمه نابودی ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشورمان نداشته و میهنمان را در آستانه بحرانی ژرف و سرنوشت ساز قرار داده است؛ بحرانی که همه ما را موظف می دارد که بیش از پیش برای نجات مملکت و سعادت ملت بخود آییم و راه را برای یک آشتی ملی و سهیم کردن مردم در سرنوشت خویش هموار سازیم و از طریق فراهم کردن شرایطی کاملا دموکراتیک برای برگزاری انتخاباتی آزاد، سالم و عادلانه که مورد تایید و تصویب اکثریت قاطع ملت ایران باشد همت گماریم.

هم وطنانم،

همه تلاش من از ابتدای روی کارآمدن این نظام مستبد، هم فکری و همیاری با هم میهنانم بوده است. تحولات چند ساله اخیر در ایران، جامعه امروزمان، به خصوص جوانان را، بیدار و هشیار و واقع گرا کرده است که به جای تکیه بیش از حد به اهداف ایدئولوژیک خود، آزادی و سعادت ملت را مقدم شمارند و تنها به این سرزمین کُهن و ساختن آینده ای که شایسته ملت بزرگ ایران است بیاندیشند.

خوشبختانه مطالبات اقشار مختلف جامعه شرایط را به گونه ای تغییر داده است که بوجود آمدن این هم فکری و همآهنگی را بیش از پیش ممکن کرده است.

هم میهنانم،

در این لحظات سرنوشت ساز که سرزمینمان ایران با آن روبروست، وظیفه و رسالتی تاریخی بر دوش یکایک ما ایرانیان قرار گرفته است که با الهام از یک جنبش فرامسلکی و فراحزبی به عنوان یک خانواده بزرگ و کُهن، دین خود را به میهن ادا کنیم. زمان آن رسیده است که با هم یاری و یکدلی و با تکیه بر ارزش های والای انسانی برپایه اعلامیه جهانی حقوق بشر، جهت استقرار حاکمیت ملی در ایران آنچه در توان داریم بکارگیریم. در این راستا بایسته است که همه نیروها و کُنشگران سیاسی فعالانه با ارائه برنامه ها و پیشنهادات شفاف و عملی برای تشکیل یک بدیل دموکراتیک در مقابل حکومت تمامیت خواه جمهوری اسلامی به همدیگر یاری رسانند. رسالت امروز ما، صرف نظر از سلیقه ها و عقاید و آرمان های سیاسی، آغاز یک حرکت نهایی به سوی آزادی، صلح، امنیت و رفاه و سربلندی ایران زمین است. من نیز به سهم خود آماده ام برای پیش برد این هدف ملی با همه نیروها هم فکری و از آنها پشتیبانی نمایم.

هم میهنان عزیزم،

بیایید به ایرانی آزاد و آباد بیاندیشیم. ایرانی که در سایه عدالت و قانون، حقوق همه شهروندانش تضمین است. باشد که  در این مقطع تاریخی وظیفه خود را نسبت به نسل جوان کنونی وآیندگان ایفا کرده باشیم.     



پاینده ایران


رضا پهلوی




ارسال شده توسط Artunis در ۱۱:۲۶ هیچ نظری موجود نیست:
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest

"چو ايران نباشد تن من مباد" يك شعار نيست...

"چو ايران نباشد تن من مباد" يك شعار نيست، يك باور راسخ است.
ايرانيان در طول تاريخ بارها و بارها اين را ثابت كرده اند و باز هم خواهند كرد!
دليران ايران از هر ريشه و قوميت، از هر باور و انديشه ، زن و مرد، پير و جوان براى نجات ايران از همه چيز خود ميگذرند.
اين عهديست كه ما با خود بستيم و مديون فرزندانمان و نسلهاى اينده هستيم.

هم ميهن، نجات ايران به دست من و توست. و نگذاريم دشمنان اين اب و خاك در بين ما تفرقه بيافكنند و از ما "دگر انديشان دشمن" بسازند.

وقتى نام ايران به ميان مى ايد ، دگر انديش معنايى ندارد.
همه بر اين باور هستيم:
قطره قطره خون من، فداى ذره ذره خاك ايرانم.

پاينده ايران
سوگل ايرم
١٥ شهريور ١٣٩١
September 5th 2012

سیاوش منم نه از پریزادگان **
از ایرانم از شهر آزادگان

که ایران بهشت است یا بوستان **
همی بوی مشک آید از بوستان

سپندارمذ پاسبان تو ایران باد **
ز خرداد روشن روان تو باد

ندانی که ایران نشست من است **
جهان سر به زیر دست من است

هنر نزد ایرانیان است و بس **
ندادند شیر ژیان را به کس

همه یکدلانند و یزدان شناس **
به نیکی ندارند از بد هراس

دریغ است که ایران ویران شود **
کنام شیران و پلنگان شود

همه جای جنگی سواران بدی **
نشستن گه شهریاران بدی

چو ایران نباشد تن من مباد **
بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

همه روی یکسر به جنگ آوریم **
جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

ز بهر بر و بوم و پیوند خویش **
زن و کودک وخرد و فرزند خویش

همه سر به تن کشتن دهیم **
از آن به که کشور به دشمن دهیم



ارسال شده توسط Artunis در ۴:۴۹ هیچ نظری موجود نیست:
با ایمیل ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏هم‌رسانی در Xهم‌رسانی در «فیس‌بوک»‏هم‌رسانی در Pinterest
پست‌های جدیدتر پست‌های قدیمی‌تر صفحهٔ اصلی
اشتراک در: پست‌ها (Atom)

درباره من

عکس من
Artunis
مشاهده نمایه کامل من

کل نماهای صفحه

بايگانی وبلاگ

  • ▼  2015 (3)
    • ▼  مارس (2)
      • حالا جرعت دارى بخند! Now you dare laugh
      • كلاه معصومه
    • ◄  فوریهٔ (1)
  • ◄  2014 (7)
    • ◄  ژوئیهٔ (3)
    • ◄  مارس (2)
    • ◄  فوریهٔ (2)
  • ◄  2013 (39)
    • ◄  دسامبر (1)
    • ◄  نوامبر (3)
    • ◄  اوت (3)
    • ◄  ژوئیهٔ (5)
    • ◄  ژوئن (6)
    • ◄  مهٔ (2)
    • ◄  آوریل (5)
    • ◄  مارس (2)
    • ◄  فوریهٔ (5)
    • ◄  ژانویهٔ (7)
  • ◄  2012 (79)
    • ◄  نوامبر (1)
    • ◄  اکتبر (2)
    • ◄  سپتامبر (10)
    • ◄  اوت (7)
    • ◄  ژوئیهٔ (5)
    • ◄  ژوئن (3)
    • ◄  مهٔ (7)
    • ◄  آوریل (11)
    • ◄  مارس (11)
    • ◄  فوریهٔ (9)
    • ◄  ژانویهٔ (13)
  • ◄  2011 (30)
    • ◄  دسامبر (12)
    • ◄  نوامبر (9)
    • ◄  اکتبر (9)

دنبال کننده ها

زمینه پنجره عکس. با پشتیبانی Blogger.