۱۳۹۱ شهریور ۱۹, یکشنبه

جمهورى اسلامى نفوذ كرد ! پس درش را ببنديم و بنشينيم در خانه هامان!

حالا فرض كنيم جمهورى اسلامى موفق شده در شوراى ملى نفوذ كند:
خبر ميبرد براى اربابانش؟
خب اين كه مشخص است فكرى بيهوده است. شوراى ملى به صورت شفاف عمل خواهد كرد. خودشان ميتواند همه چيز را ببينند و بخوانند. اصلا تا دلشان ميخواهد خبر ببرند تا اربابانشان اماده چمدان بستن بشوند.
ميخواهند در ارا و تصميمات تاثير گذار باشند؟
انقدر اندكند كه چنين چيزى باورش حتى محال است. هر چه بيشتر ميهننرپرستان به شورا بپيوندند انها خود به خود محو ميشوند.

امده اند بين اپوزيسيون اختلاف بياندازند؟
فرهنگ اختلاف اندازى ديگر كهنه شده است و دست جمهورى اسلامى هم رو شده است. مردم ديگر حرف ياوه گويان و تفرقه اندازان را باور نميكنند.
نفوذ هم كنند به هدفشان نخواهند رسيد، نگرانى بيش از حد بعضى افراد را من متوجه نميشوم. به جاى اين نگرانيها و منفى بافيها بياييم همگى خدمت كنيم تا هر چه زودتر ميهنمان را ازاد كنيم.
انها هر چقدر هم تلاش كنند، مقاله بنويسند ، مصاحبه تلويزيونى انجام دهند و انگشت اتهام به تمام اعضاى شورا هم دراز كنند، موفق نخواهند شد اين قايق نجات را ، كه به سمت ساحل ازادى حركت كرده است، متوقف كنند.

بگذاريم هر چقدر ميخواهند سنگ بياندازند با سنگهاشان ديوارى محكم بسازيم و با قدرت بيشتر به پيش حركت كنيم.

جمهورى اسلامى بدونه / بزودى سرنگونه!

پاينده ايران ، بر پا باد شوراى ملى.

سوگل آيرم
دوشنبه ٢٠ شهريور ١٣٩١

Sept. 10th 2012


۱۳۹۱ شهریور ۱۶, پنجشنبه

شاهزاده به فراخوان شما پاسخ مثبت دادم، حال من از شما درخواستی دارم و منتظرجوابتان هستم

با تمام موازی سازیها ، با تمام سنگ اندازیها با میلیاردها خرج در راه لابی گری و ایجاد اختلاف بین گروههای اپوزیسیون، جمهوری اسلامی موفق نخواهد شد جلوی تشکیل شورای ملی را بگیرد.

فراخوان شورای ملی منتشر شد. نوبت ماست که با امضای خود و تأیدش در برپایی هر چه زودتر آن نقش موثری داشته باشیم.

امروز روزیست که هم میهنان به فراخوان ۱۵ شهریور شاهزاده رضا پهلوی آری گویند و در راه همبستگی شانه به شانه و برای ایران به پیش حرکت کنند.
فرق ما امروز در پادشاهی مشروطه خواه و یا جمهوری خواه نیست، فرق ما امروز در ریشه و مذهب مان  نیست.

فرق ما امروز
-در پذیرش اصل همبستگی و آشتی ملی برای نجات ایران
و یا
-سعی درشکست دادن این همبستگی است.

دو حالت دارد:
-تلاشمان یا برای نجات ایران با ایمان راسخ به انتخابات کاملا آزاد برای تعیین سرنوشت و نوع حکومت آینده و ایجاد چنین شرایطی در کشورمان است،

-یا اینکه ترجیح میدهیم به رویه پیشین خود در مقابله و رقابت با یکدیگر وقت و انرژی را تلف کرده و به جای دشمن اصلی ایران، سرمان را با مبارزه با یکدیگر گرم کنیم.

آری، امروز این است تنها فرق ما!

ما به هر حال به آزادی خواهیم رسید. زیرا حق همیشه پیروز است. پس چه بهتر که تکلیف خودمان را بدانیم با چه کسانی هم راه هستیم و چه کسانی قصد دارند راه را برای رسیدن به آزادی دشوار کنند و برای رژیم زمان بخرند.

به شخصه از این طریق اعلام میدارم و عهد میبندم از شورای ملی برای انتخابات آزاد پشتیبانی خواهم کرد و با امضای خود این پیمان را به ثبت میرسانم.

اکنون از شاهزاده میخواهم،
ابتدا اشاره میکنم به گفته خود ایشان در فراخوان همبستگی ۱۵ شهریور؛

آغاز نقل قول،
رسالت امروز ما، صرف نظر از سلیقه ها و عقاید و آرمان های سیاسی، آغاز یک حرکت نهایی به سوی آزادی، صلح، امنیت و رفاه و سربلندی ایران زمین است. من نیز به سهم خود آماده ام برای پیش برد این هدف ملی با همه نیروها هم فکری و از آنها پشتیبانی نمایم.
پایان نقل قول.

 به عنوان یک ایرانی که آرزویی جز آزادی میهنش ندارد و در این راه سالهاست مبارزه میکند و از همه چیزش گذشته، حق خود میدانم که از ایشان درخواست کنم:
به گفته خود عمل کرده و حال که شورای ملی فراخوان خود را منتشر کرده، جزو اولین افرادی باشید که آن را امضا میکنید. و با امضای خود به این حرکت ملی اعتبار بخشید.
به امید روزی که ایرانمان را از نابودی نجات دهیم و این اولین قدم عملی بعد از ۳۴ سال در تاریخ برای آیندگان ثبت شود.
پاینده ایران
سوگل ایرم
۱۶ شهریور
September 6th 2012

جهت خواندن منشور پيشنهادى و در صورت توافق به لينك زير رفته و ان را امضا كنيد.
www.farakhanmeli.org
                           ایران را با هم آزاد کنیم                           



۱۳۹۱ شهریور ۱۵, چهارشنبه

۱۵ شهریور ۱۳۹۱ روز همبستگی برای آزادی ایران

دیگر زمان ان رسیده که ما هم اعلام آمادگی کنیم.
زمان ان رسیده که به جلو و به آینده ایران فکر کنیم.
نسل امروز ایران نسلی پر از امید و صلح جوست و شرایط همبستگی امروز بیشتر از هر زمانی فراهم است.
پس دیگر منتظر چه هستیم؟
ما مردم ایران فقط باید به خود متکی باشیم. همانطور که شاهزاده رضا پهلوی همواره گفته است:

ایران تنها به دست ایرانیان آزاد خواهد شد.

شاهزاده رضا پهلوی فراخوان رسمی برای همبستگی منتشر کرده. وی به تر رسمی آمادگی خود را به همکاری و پشتیبانی از هر حرکتی که منجر به اتحاد ایرانیان شود اعلام کرده .

حال نوبت ماست. 

من به این فراخوان جواب مثبت میدهم !
هم میهن این تصمیم با خود شماست  که آیا میخواهید به روند اسف بار این ۳۴ سال ادامه دهیم یا این که شما هم به این فراخوان همبستگی جواب مثبت میدهید و برای آزادی ایران آستین بالا میزنید.

۱۵ شهریور ۱۳۹۱  

امروز را در تاریخ ایران به روز همبستگی ملت ایران تبدیل کنیم.

پاینده  ایران
سوگل آیرم

متن فراخوان شاهزاده رضا پهلوی 


هم میهنانم،

با گذشت سه دهه از عمر رژیم حاکم برکشورمان، بر همگان روشن گردیده که عملکرد این حکومت استبدادی حاصلی جز دروغ، ظلم و بیدادگری، فقر و بیکاری، غارت سرمایه های ملی و دریک کلمه نابودی ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشورمان نداشته و میهنمان را در آستانه بحرانی ژرف و سرنوشت ساز قرار داده است؛ بحرانی که همه ما را موظف می دارد که بیش از پیش برای نجات مملکت و سعادت ملت بخود آییم و راه را برای یک آشتی ملی و سهیم کردن مردم در سرنوشت خویش هموار سازیم و از طریق فراهم کردن شرایطی کاملا دموکراتیک برای برگزاری انتخاباتی آزاد، سالم و عادلانه که مورد تایید و تصویب اکثریت قاطع ملت ایران باشد همت گماریم.

هم وطنانم،

همه تلاش من از ابتدای روی کارآمدن این نظام مستبد، هم فکری و همیاری با هم میهنانم بوده است. تحولات چند ساله اخیر در ایران، جامعه امروزمان، به خصوص جوانان را، بیدار و هشیار و واقع گرا کرده است که به جای تکیه بیش از حد به اهداف ایدئولوژیک خود، آزادی و سعادت ملت را مقدم شمارند و تنها به این سرزمین کُهن و ساختن آینده ای که شایسته ملت بزرگ ایران است بیاندیشند.

خوشبختانه مطالبات اقشار مختلف جامعه شرایط را به گونه ای تغییر داده است که بوجود آمدن این هم فکری و همآهنگی را بیش از پیش ممکن کرده است.

هم میهنانم،

در این لحظات سرنوشت ساز که سرزمینمان ایران با آن روبروست، وظیفه و رسالتی تاریخی بر دوش یکایک ما ایرانیان قرار گرفته است که با الهام از یک جنبش فرامسلکی و فراحزبی به عنوان یک خانواده بزرگ و کُهن، دین خود را به میهن ادا کنیم. زمان آن رسیده است که با هم یاری و یکدلی و با تکیه بر ارزش های والای انسانی برپایه اعلامیه جهانی حقوق بشر، جهت استقرار حاکمیت ملی در ایران آنچه در توان داریم بکارگیریم. در این راستا بایسته است که همه نیروها و کُنشگران سیاسی فعالانه با ارائه برنامه ها و پیشنهادات شفاف و عملی برای تشکیل یک بدیل دموکراتیک در مقابل حکومت تمامیت خواه جمهوری اسلامی به همدیگر یاری رسانند. رسالت امروز ما، صرف نظر از سلیقه ها و عقاید و آرمان های سیاسی، آغاز یک حرکت نهایی به سوی آزادی، صلح، امنیت و رفاه و سربلندی ایران زمین است. من نیز به سهم خود آماده ام برای پیش برد این هدف ملی با همه نیروها هم فکری و از آنها پشتیبانی نمایم.

هم میهنان عزیزم،

بیایید به ایرانی آزاد و آباد بیاندیشیم. ایرانی که در سایه عدالت و قانون، حقوق همه شهروندانش تضمین است. باشد که  در این مقطع تاریخی وظیفه خود را نسبت به نسل جوان کنونی وآیندگان ایفا کرده باشیم.     



پاینده ایران


رضا پهلوی




"چو ايران نباشد تن من مباد" يك شعار نيست...

"چو ايران نباشد تن من مباد" يك شعار نيست، يك باور راسخ است.
ايرانيان در طول تاريخ بارها و بارها اين را ثابت كرده اند و باز هم خواهند كرد!
دليران ايران از هر ريشه و قوميت، از هر باور و انديشه ، زن و مرد، پير و جوان براى نجات ايران از همه چيز خود ميگذرند.
اين عهديست كه ما با خود بستيم و مديون فرزندانمان و نسلهاى اينده هستيم.

هم ميهن، نجات ايران به دست من و توست. و نگذاريم دشمنان اين اب و خاك در بين ما تفرقه بيافكنند و از ما "دگر انديشان دشمن" بسازند.

وقتى نام ايران به ميان مى ايد ، دگر انديش معنايى ندارد.
همه بر اين باور هستيم:
قطره قطره خون من، فداى ذره ذره خاك ايرانم.

پاينده ايران
سوگل ايرم
١٥ شهريور ١٣٩١
September 5th 2012

سیاوش منم نه از پریزادگان **
از ایرانم از شهر آزادگان

که ایران بهشت است یا بوستان **
همی بوی مشک آید از بوستان

سپندارمذ پاسبان تو ایران باد **
ز خرداد روشن روان تو باد

ندانی که ایران نشست من است **
جهان سر به زیر دست من است

هنر نزد ایرانیان است و بس **
ندادند شیر ژیان را به کس

همه یکدلانند و یزدان شناس **
به نیکی ندارند از بد هراس

دریغ است که ایران ویران شود **
کنام شیران و پلنگان شود

همه جای جنگی سواران بدی **
نشستن گه شهریاران بدی

چو ایران نباشد تن من مباد **
بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

همه روی یکسر به جنگ آوریم **
جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

ز بهر بر و بوم و پیوند خویش **
زن و کودک وخرد و فرزند خویش

همه سر به تن کشتن دهیم **
از آن به که کشور به دشمن دهیم



۱۳۹۱ شهریور ۹, پنجشنبه

Prince Reze Pahlavi's open letter to His Excellency Ban Ki moon, relating to decision to attend the Non Aligned Movement (NAM) in Tehran

Saturday, August 25th, 2012 by Reza Pahlavi

 
 
Open Letter
His Excellency Ban Ki-moon
Secretary General
The United Nations
New York, NY
Your Excellency,
Your decision to attend the Non Aligned Movement (NAM), this week in Tehran, draws special attention to the unique role of the Secretary General as the leader of the United Nations, an institution that, in 1945, set as the preamble of its charter the following mission statement:
“To save succeeding generations from the scourge of war, which twice in our lifetime brought untold sorrow to mankind, and to reaffirm faith in fundamental human rights, in the dignity and worth of the human person, in the equal rights of men and women and of nations large and small, and to establish conditions under which justice and respect for the obligations arising from treaties and other sources of international law can be maintained, and to promote social progress and better standards of life in larger freedom…”
In turn, the Non Aligned Movement has established the driving principals of the UN charter as the requisite basis of qualification for membership by candidate countries: Known as the “Ten Bandung Principles" it is noteworthy that “Respect for fundamental human rights” is the very first item of the charter of the NAM conference -- Your Excellency is to attend in Tehran this week.
With great irony and quite unfortunately, the clerical regime of Iran’s continued, systematic and gross violation of human rights -- within and beyond its borders -- is a sad truth and an established fact that has been brought to your attention by a myriad of organizations, world citizens and leaders, including the UN’s own Human Rights Council and Special Rapporteur for Human Rights in Iran.
 
Your Excellency’s attendance of the Tehran NAM conference is being watched very closely because of the unique mandate and opportunity afforded to your office at such an important and high-visibility conference, with the expectation that the dire condition of the thousands of political prisoners languishing in your host's prison cells will not be forgotten under any circumstance or diplomatic protocol.
 
Clearly, the Tehran conference will seek to detract, through lavish conferences, receptions and dramatic communiqués, the remotest attention from the thousands of men and woman, young and old suffering from cruel, unusual, life threatening conditions and torture at the hands of your very hosts. However, because of your personal awareness of the facts, there is a high level of confidence that you will not forget or leave un-addressed the plight of our political prisoners as they will be left with very little hope if the regime is given a pass by the international community, and not held accountable by a world body as important as the United Nations.
At the moment when the regime’s ‘supreme leader,’ Ayatollah Ali Khamenei, inaugurates the Tehran conference, he will do so while holding the very pen and key that has ordered and locked thousands of our nameless compatriots in prison cells and torture chambers throughout Tehran, the city host to you and all heads of states attending the NAM conference.
 
To the regime, it matters little who from, or why, a voice may rise in complaint, protest or grievance. Legitimate, well-founded or not, from friend or foe, the regime’s response to an alternate opinion is usually swift, punishing, cruel, crushing and often accompanied with great bravado: because they simply don’t feel -- and are not held -- accountable!
 
To that end neither Ayatollah Seyed Hossein Kazemeiny Boroujerdi nor Mr. Mir. Hossein Musavi, respectively a prominent clergy and a candidate for the presidency of the Islamic Republic, have been spared the regime’s wrath: both individuals have suffered deterioration of their health while held as political prisoners of the regime.
 
In Ayatollah Boroujerdi’s case, even though a learned cleric, he has not been exempt from intense regular physical torture; while, Mr. Mir Hossein Musavi’s detention has included heavy psychological torture and targeted denial of timely medical attention.
 
While the tide is fast changing as demands for accountability fuels the winds of change that are filling the sails of civil disobedience and peaceful defiance throughout Iran, high profile international attention to our plight is essential and often energizing as the Iranian people themselves will invariably chose right from wrong and bring light to darkness.
 
Your Excellency, I favor your high profile attendance of the NAM Tehran conference as I view it as a grand opportunity to shed light on the systematic disregard and violation of human rights by your hosts.
 
An immediate halt of such violations, followed by the release of all political prisoners is the rightful demand of the Iranian people who have every expectation that the Secretary General of the United Nations will not disregard their plight or abandon them at their time of greatest need.
 
 
With high esteem and personal regards,
 
 
Reza Pahlavi

شعار الله اکبر دیگه جواب نمیده !

شعار الله اکبر دیگه جواب نمیده ! ۳۴ سال پیش آن نسلی که این شعار را داد، دیدیدم که چه به سرمان آمد.
بگو
رفراندوم ، رفراندوم
این است شعار مردم

۱۳۹۱ شهریور ۶, دوشنبه

شاهزاده رضا پهلوی ثابت کرد حرفش و عملش یکیست


صحبت از اتحاد کرد:

با همه سران اپوزیسیون نشست ، آنها را به اتحاد دعوت کرد حتی آنهائی که با او دشمنی پدری داشت.

ویدئو ۱ :




صحبت از حقوق بشر کرد :

ثابت کرد که
حقوق بشر گزینشی نیست


صحبت از آزادی بیان کرد:

حتی برای کسی که مخالفش بود ایستاد و از حق او دفاع کرد . ثابت کرد که
در مقابل آزادی بین به هیچ عنوان کوتاه نخواهد آمد


از خواسته های ملی صحبت کرد :
ثابت کرد که مرد عمل است - پرونده شکایت از علی خامنهای به دلیل جنایت علیه بشریت

ویدئو ۲




از مخالفت با جنگ صحبت کرد:

همیشه و در هر رسانهای صدای مردم ایران بود و همچنان در هر تریبونی که به دست آورد مخالفت خود را با دخالت نظامی اعلام میکند .

ویدئو ۳ :





حتی از اسرائیل خواست به جای حمله به ایران از اپوزیسیون رژیم حمایت کند . که این راهی عاقلانه و اثر گذار تر از جنگ است

ویدئو ۴ :




صحبت از سیاست کرد :

ثابت کرد که یک سیاست مدار خوب از فرصتهای طلایی به نفع مردم ميهنش استفده میکند , آن هم به بهترین نحو. زمانی که اکثر سیاسیون ما در اپوزیسیون یا اعتراض میکردند و سعی میکردند با نامههای خود جلوی رفتن آقای بان کیمون را به ایران بگیرند و یا یک طرفه و فقط به سلیقه خود از او میخواستند فقط با آقایان موسوی و کروبی دیدار کنند،
او از این فرصت بهتر از همه استفاده کرد و چنین نوشت (که در پایان مطلب من میخوانید).
به نظر من شاهزاده رضا پهلوی چه در آینده ایران نقشی به عنوان یک پادشاه پارلمانی داشته باشد چه نداشته باشد، که این خود بستگی به صندوق آرا دارد و تصمیم مردم ایران،
به هر حال یک سرمایه ملیست !
او در جامعه بینالمللی با چهره شناخته شده بهترین سخنگوی ما میتواند باشد، این را از او بخواهیم.
امیدوارم شورای ملی که شاهزاده برای آن بیش از سه دهه است تلاش کرده ، به زودی اعلام موجودیت کند و ایشان به عنوان سخنگو انتخاب شوند و این گامی باشد برای رسیدن هر چه زودتر پای صندوقهای رای و آزادی میهنمان .

سرنوشت ایران به دست ایرانیان .

به امید آن روز زندهام !

پاینده ایران سوگل ایرم (ارتونیس)
۶ شهریور ۱۳۹۱
August 27th 2012


نامه سرگشاده شهزاده رضا پهلوی به عالیجناب بان کیمون

جناب بان کی مون
دبیرکل سازمان ملل متحد – نیویورک

عالیجناب،

تصمیم شما مبنی بر شرکت در کنفرانس کشورهای غیرمتعهد که در هفته جاری در تهران برگزار می شود، توجه مخصوصی را به نقش منحصر به فرد دبیرکل، بعنوان رهبر سازمان ملل متحد معطوف می دارد. نهادی که در سال ۱۹۴۵ در سرآغاز منشور خود ماموریتی را بیان داشت که «عبارتست از حفظ نسل های آینده از بلای جنگ که در طول زندگی ما دوبار اندوهی ناگفتنی برای بشر به همراه آورد، همچنین تاکید مجدد بر حقوق بنیادی بشر، ارزش و شان و مرتبه والای انسان و حقوق برابر مردان و زنان و کشورها اعم از کوچک و بزرگ و ایجاد شرایطی که به موجب آن از طریق میثاق ها و سایر منابع، قوانین بین المللی بتواند مورد حفظ و حراست قرار گیرد. همچنین با برخورداری از آزادی های بیشتر، پیشرفت اجتماعی و زندگی بهتر مردم تامین شود.»

جنبش غیرمتعهدها نیز اصول اساسی منشور ملل متحد را به عنوان پایه و شرط ضروری برای صلاحیت کشورهای خواستار عضویت در این جنبش تعیین کرده است.

خصوصا جالب توجه است که «رعایت حقوق بشر» نخستین بند منشور کنفرانس است که جنابعالی، قرار است در هفته جاری در تهران در آن شرکت کنید.

با کمال تاسف، رژیم مذهبی ایران به نقض مداوم و وسیع حقوق بشر در داخل و خارج مرزهای خود ادامه می دهد. این یک واقعیت تاسف بار و ثابت شده است که توسط صدها سازمان و شخصیت از جمله کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد و گزارش دهنده ویژه حقوق بشر در مورد ایران، توجه جنابعالی را به آن معطوف داشته اند.

حضور جنابعالی در کنفرانس با اهمیت کشورهای غیرمتعهد در تهران به سبب فرصت و وظایف منحصر به فردی که دفتر آنجناب از آن برخوردار می باشد این انتظار را بوجود آورده است که وضع رقت بار هزاران نفر از زندانیـان سیاسی که در سلول های زندان های میزبانان شما در رنج و عذاب هستند، تحت هیچ شرایطی و به سبب هیچگونه تشریفات سیاسی و دیپلماتیک فراموش نشود.

کنفرانس تهران به وضوح در پی آن خواهد بود که از طریق جلسات ومیهمانی های مجلل و اطلاعیه های فریبکارانه توجه را از سرنوشت و وضع هزاران نفر زن و مرد جوان و مسن که بوضعی دهشتناک و غیرمعمول گرفتار شرایط بی رحمانه و مرگ آور و همچنین شکنجه میزبانان شما هستند منحرف سازد.

با اینحال به سبب آگاهی شخص شما از واقعیات، اطمینان فراوانی وجود دارد که شما سرنوشت زندانیان سیاسی ما را فراموش نخواهید کرد و آنرا بدون تذکر نخواهید گذارد. زیرا اگر رژیم مجوز پیدا کند و پاسخگو و مسئول شناخته نشود، زندانیان سیاسی ما ناامید و دلسرد می گردند.

در حال حاضر بنا به گزارش ها قرار است آیت الله علی خامنه ای کنفرانس تهران را افتتاح کند. وی در حالی مبادرت به افتتاح کنفرانس خواهد کرد ومیهماندار جنابعالی و سران شرکت کننده در کنفرانس کشورهای غیرمتعهد خواهد بود که قلم محکومیت و کلید اسارت هزاران نفر از هموطنان بی نام و نشان ما در سراسر ایران و تهران که در سلول های زندان و شکنجه گاه های گوناگون گرفتار و اسیرند را در دست دارد.

از نظر رژیم تفاوتی نمی کند که صدای شکوه و اعتراض قانونی و اساسی باشد، ازخودی باشد و یا غیرخودی، پاسخ رژیم معمولا سریع، ستمکارانه، تنبیه کننده و اغلب همراه با گستاخی است چون خود را پاسخگوی ملت نمی داند.
در این مورد چه آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی باشد که یک روحانی بلند پایه است و چه آقای میرحسین موسوی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری اسلامی، هیچکدام از خشم و غضب رژیم در امان نیستند. این هر دونفر در دورانی که زندانی سیاسی رژیم بوده اند شرایط جسمانی آنها رو به وخامت گذاشته است.

در خصوص آیت الله بروجردی، اگرچه یک شخصیت روحانی است از شکنجه جسمانی سنگین روزانه برکنار نمانده و سه سال حصر خانگی آقای میرحسین موسوی شامل شکنجه روانی سنگین و محرومیت از توجه پزشکی بوده است.

در حالی که وضع رژیم حاکم روز به روز در حال دگرگونی است و مطالبه پاسخگو بودن رژیم، نسیم تغییرات را دامن می زند و در سرتاسر ایران نافرمانی مسالمت آمیز مدنی را اقتضا می کند، توجه بیشتر جامعه بین المللی به سرنوشت ما ضروری است و آنرا نیرو می بخشد و این در حالی است که خود مردم ایران نیز همواره منتخب نیکی بر بدی و نور بر تاریکی خواهند بود.

عالیجناب، من حضور شما را در کنفرانس تهران پر اهمیت تلقی می کنم، زیرا که آنرا فرصتی می بینم که نقض حقوق بشر و شرایط یکایک زندانیان سیاسی ما به طور واضح بیان شود و به توجه جهانیان برسد.

  • توقف فوری زیرپا نهادن حقوق بشر
  • آزاد ساختن کلیه زندانیان سیاسی

از مطالبات برحق مردم ایران است که انتظار دارند، دبیرکل سازمان ملل متحد نسبت به سرنوشت آنها بی توجه نباشد و آنها را در زمانی که بیش از هر وقت به توجه نیاز دارند، بحال خود رها نکند.

با احترامات
رضا پهلوی