۱۳۹۲ مرداد ۶, یکشنبه

محمد رضا شاه پهلوی: باید به این ۵ هدف برسیم


در سال 1943 با وجود جنگ جهانی كه در جریان بود و با وجود مشكلات دردناكی كه بر من هجوم آورده بود, تاكید كردم كه با توجه به موجبات واقعی و ریشه های بدبختی عمیق مان, باید به این 5 هدف برسیم:

1) نان برای همه
2) مسكن برای همه
3) پوشاك برای همه
4) بهداشت برای همه
5) آموزش و پرورش برای همه

از تذكر این اهداف به دولتهایی كه در پی هم آمدند و رفتند هرگز فروگذار نكردم و سرانجام ناچار شدم حصول به این اهداف را با انقلاب سفید بر آنها تحمیل كنم.
باید به خاطر داشت كه تا تحولات سال 1960, من به جز فرماندهی كل قوا قدرت قانونی دیگری نداشتم. بمحض اینكه 
قدرت انحلال پارلمان را بدست آوردم, یعنی پس از سقوط مصدق, می توانستم مراقب باشم كه دولتهای جدی و میهن پرستی بر سر كار بیایند.
با تعقیب 5 هدف فوق رفته رفته برنامه ی كامل تر و پرمحتواتر را طراحی كردم و در عین حال ضروری ترین نیازها و واقعی ترین امكاناتمان را در نظر گرفتم. به این ترتیب بود كه نوزده اصل انقلاب سفید یكی بعد از دیگری شكل گرفت.
در كتاب انقلاب سفید چنین نوشته ام:
" ... ما شیوه ی اختناق افكار و سلب آزادیهای فردی و اجتماعی را برای پیشرفت ظاهری خود برنگزیده ایم. بعكس, آنچه ما به عنوان اصول كار خویش برای آینده در نظر گرفته ایم, اصلاحات وسیع اجتماعی, سازندگی اقتصادی توام با اقتصاد دموكراتیك, پیشرفت های فرهنگی, همكاری بین المللی, احترام به معتقدات معنوی و به آزادیهای فردی و اجتماعی است..."
در 9 ژانویه ی 1963, در برابر اولین كنگره ی تعاونیهای كشاورزی كه در تهران تشكیل شد, نخستین شش اصل لازم برای انقلاب را ارائه نمودم:

1) اصلاحات ارضی: تقسیم زمین میان كسانی كه در آن كار میكنند.
2) ملی كردن جنگلها و مراتع
3) تبدیل كارخانه های دولتی به شركتهای سهامی و فروش سهام آن ها به عنوان پشتوانه ی اجرای اصلاحات ارضی
4) مشاركت كارگران در سود كارخانه ها
5) اصلاح قانون انتخابات. مشاركت همگانی و بخصوص زنان در انتخابات
6) ایجاد سپاه دانش از سربازان وظیفه ی فارغ التحصیل تا در روستاها به تدریس بپردازند


روان این بزرگ مرد تاریخ شاد باد.

شاه ایران را دوست نداشت، 

ایران را می پرستید!

سوگل آیرم 

یکشنبه ۲۸ جولای ۲۰۱۳ 



۱۳۹۲ مرداد ۵, شنبه

گاه بايد حكم كرد تا بتوان بناى دمكراسى را نهاد!




حكم ميكنم!


ماها فداكاران حقيقى كشور هستيم و براى پايان دادن به اين اوضاع ناگوار كمر حمت بسته و آماده ايم تا خائنين را به سزای خود برسانيم.

رضا شاه كبير با اين جملات استين بالا زد و به كمك ميهن پرستان واقعى، بناى ايران نوين را نهاد.

گاه بايد دندان نشان داد! گاه بايد از جا بلند شد تا همه بلند شوند. گاه بايد حكم كرد تا بتوان بناى دمكراسى را نهاد!

گاه بايد نوشت،گاه فرياد باید زد..

           حكم ميكنم!

ما اماده ايم!!


سوگل آيرم
شنبه ٢٧ جولاى ٢٠١٣


۱۳۹۲ تیر ۲۱, جمعه

تغيير جرات ميخواهد! چرا نداريم؟

دليل اينكه مردم از تغيير حراس دارند چيست؟
چرا يك عده با وجود اينكه از شرايط موجود ناراضى هستند جلوى تغيير را ميگيرند؟

در اصل اين خود تغيير نيست كه انها را ميترساند و باعث ميشود در مقابل ان بياستند بلكه وارد شدن به يك شرايط نا اشنا و مجهول و ترك نظمى كه به ان عادت كرده اند انها را وحشتزده ميكند. "نتيجه تغيير" است نه خود "تغيير" كه از جرات خيليها ميكاهد.
اين نظم ميتواند يك نظم مثبت، ارام و امن يا يك نظم منفى، مضر و حتى خطرناك باشد ولى هر چه هست با ان خو گرفته و اشنا هستند.

ترك نظم يك نوع بى نظمى به حساب مى ايد!

ولى بى نظمى هميشه بد نيست! بستگى دارد ديد ما و برداشت ما چگونه باشد.

برخورد ما انسانها با انچه "بى نظمى" ميناميم متفاوت است. برخى افراد حاضر به ريسك، حتى به استقبال ان ميروند و اين روحيه مثبت انهاست كه در اكثر مواقع از "بى نظمى" جديد يك "نظم" جديد ولى بهتر ميسازند.

ازدواج انسان را از نظم قبلى وارد يك بى نظمى ميكند. همچنين طلاق! يا پيدا كردن كار جديد و يا از دست دادن شغل هم به همين صورت ما را وارد يك "بى نظمى" ميكند. از "نظم" اشنا قبلى كه به ان عادت داشتيم چه خوب چه بد وارد يك دنياى جديد ميشويم كه برايمان در ابتدا نظمى اشنا ندارد در نتيجه يك نوع بى نظمى به حساب مى ايد. اين بى نظمى جديد ميتواند به سود ما تمام شود. دست خودمان است!

من باور دارم اگر نگرش خود را نسبت به "نتيجه" يك تغيير (بى نظمى) عوض كنيم، قادر خواهيم بود به استقبال ان تغيير برويم. نگاه مثبت ما روى ان نتيجه تاثيرگذار خواهد بود.
با شجاعت، اميد، ارزو و ارمان وارد اين دنياى جديد شويم نه با ترس از "معلوم نيست چى پيش مى ايد..."

حال از خود بپرسيم چرا ايرانيان حاضرند ننگ اين حكومت اسلامى ديكتاتورى را به جان بخرند ولى به استقبال تغيير ان نروند؟
به دليل اينكه ٣٤ سال در جامعه اين ترس از "تنيجه" رواج داده شده تا حدودى موفق بودند و حال ما در مقابل تغيير به هر نحو ممكن ايستادگى ميكنيم تا اين نظم منفى، مضر و خطرناك را نگه داريم چون به ان خو گرفتيم.
اينجاست كه كرامت انسانى با موفقيت از ما گرفته شده و ما قبول ميكنيم. چرا؟

فراموش نكنيم تا تغيير اساسى صورت نگيرد اين "نظم" اشنا منفى تر، مضرتر و خطرناكتر ميشود تا جايى كه كرامت انسانى، شجاعت و اميد و ارزوهاى ما به كلى محو شوند.
تا دير نشده از جا بلند شويم و به استقبال تغيير برويم و از نتيجه ان نحراسيم.

از ريسك نبايد ترسيد. بزرگترين اتفاقات و پديده هاى جهان توسط افرادى به ثبت رسيده اند كه از ريسك و تغيير نترسيدند.

ايرانو پس ميگيريم.

زنده باد تغيير

سوگل آيرم.
جمعه، ١٢ جولاى ٢٠١٣

۱۳۹۲ تیر ۱۵, شنبه

از قاهره تا تهران


بدون شرح !


انتشار عکس بدون ذکر منبع مجاز نمیباشد.
اخلاق کاپی رایت را در خود رواج دهیم.
پاینده ایران
سوگل ایرم
شنبه ۱۵ تیر
Sogol Ayrom
Saturday, July 6th 2013

۱۳۹۲ خرداد ۲۸, سه‌شنبه

Iran's new uprising after elections?


:Iran, June18th
After football victory Iran vs S. Korea people poured into the streets in all cities, chanting IRAN, IRAN, celebrating, dancing, cars honking and playing music. After a couple of hours the crowd is now getting bigger and bigger. Chants turn into political chants
.Free all political prisoners, free Mousavi,
They chant
it's thrilling it's thrilling but Neda is missing
as police and basij forces arrive
They chant
don't bother, don't bother we are all togther
It is almost midnight the crowd is getting bigger and bigger
some cities have reported clashes between people and police and 
.plain cloth thugs

Source: Live reports from Iran 
channel one, radio peoples voice are talking to the people on the 
streets. LIVE

Sogol Ayrom
June 18th 2013



۱۳۹۲ خرداد ۲۶, یکشنبه

مرحله چهارم این بازی "انتخاباتی" هنوز به طور کامل عملی نشده - استراتژی جدید برای شکست ان


جمهوری اسلامی با این طرح سیرک مسخره انتخاباتی با یک تیر ۴ نشان زد.
طرح شومی را برای مردم ایران ریخت و با کمک رهبران افکار عمومی وابسته به خود در داخل و خارج، ان را به اجرا گذاشت و باز هم مردم را پای صندوق کشاند و همان که میخواست از صندوق بیرون آمد. باید خاطر نشان کرد که اگر حسن روحانی خودی نبود هرگز صلاحیت کاندید شدن را پیدا نمیکرد. حسن روحانی اسی بود که رو کردند. از یک اصول گرا یکشبه اصلاح طلب ساختند.

این طرح تا به این جا - مرحله ۳، با موفقیت به پیش رفت.

ولی این طرح تا به اینجا خاتمه نمییابد، مرحله ۴ که اصلی ترین مرحله است هنوز اجرا نشده. و ما می توانیم با هوشیاری جلوی ان را بگیریم.

با یک تیر ۴ نشان!

نشان اول:

۱- جمهوری اسلامی به جهان گفت، ما در برابر مردم ایران مشروعیت داریم (پیام جان کری را دیدیم)

۲-جمهوری اسلامی به جهان گفت این انتحابات بود نه انتصابات. هر چند ما میدانیم حسن روحانی توان کاری را که مد نظر خامنه ای نباشد را هرگز نمیتواند انجام دهد. همانگونه که خاتمی در ۸ سال نتوانست، ایشان هم نخواهد توانست.

۳- جمهوری اسلامی جلوی سقوط ستونهای لرزانش را گرفت و چند صباحی به عمر خود افزود. برای خود زمان خرید تا پروژه های پشت پرده خود را خاتمه دهد. حال جام زهر را هم بنوشد به جاییش بر نمیخورد. کار خودش را با این خرید زمان کرده!

تیر به این سه نشانه اصابت کرد، ولی این طرح ۴ مرحله دارد و مرحله چهارم مهمترین ان میباشد که اگر عملی نشود مراحل ۳، ۲، ۱، نیز با شکست مواجه میشود.

ما نبرد را باختیم ولی جنگ را نه!
!We may have lost the batlle but not the war

پیروزی این جنگ با ماست اگر آگاه باشیم و نگذاریم مرحله آخر این طرح موفق شود.

حال مهترین مرحله این طرح چه بود؟ 

۴- جمهوری اسلامی با جگ روانی بین "رای دهندگان" و "تحریم کنندگان" دو دستگی و بهتر بگویم دشمنی ایجاد کرد.

من جزو تحریم کنندگان بودم و تا قبل از انتخابات تمام توش و توانم را گذاشتم تا هم میهنان از این طرح و هدف اصلی جمهوری اسلامی مطلع سازم.
این که به روحانی رای دهیم جلیلی انتخاب نشود، یک بازی کهنه است که در اغلب اوقات در سیاست از ان استفاده میشود تا مردم فکر کنند خواسته خودشان بوده. جلیلی از همان اول مترسکی بود برای ترساندن مردم و کشیدن آنها پای صندوق های رای.

مسعود بهنود مینویسد در انتخابات شرکت میکنم تا جلیلی رییس جمهور نشود! 

به این میگویند انتخابات آزاد و دموکراتیک؟ جلیلی به مانند ان امپولی بود که مادر بزرگ ها در زمان های قدیم بچه ها را از ان می ترساندند تا خوراکش را بخورد.

حال چه باید کرد؟ 
حال که روحانی "انتخاب" شد و به قول معروف کار از کار گذشت. خائنین به ایران را من رای دهندگان و مردم عادی نمیبینم. من فریب را در ان روشنفکران و رهبران افکار عمومی میبینم که مردم را به این جهت سوق دادند.
آنها دانسته این کار را انجام دادند. همانگونه که در سال ۵۷ ملت ایران ر در دامان اسلام گرایان سوق دادند.

استراتژی که میتواند این مرحله آخر را به شکست بکشاند: 
دشمن اصلی جمهوری اسلامی امریکا یا اسرائل نیستند، دشمنان اصلی جمهوری اسلامی اپوزیسیون ایرانی و دموکراسی خواه هستند، دشمن اصلی اتحاد مردم ایران است. تمام تلاش این ۳۴ سال جمهوری اسلامی جلوگیری از اتحاد ایرانیان به هر شکلی بوده. برای این کار چه پول ها که خرج نشده و چه قربانی ها که ندادیم!
این تلاش آخر بود که بتوانند به صورت موفق برای همیشه بین مردم شکاف عمیقی ایجاد کنند و اپوزیسیون واقعی را نا امید کنند تا دست از مبارزه بکشند.

این را نباید به آنها داد. 

به این مساله فکر کنید:
تعداد کل واجدین شرایط انتخابات (به اعداد روند) ۵۰ میلیون بوده، ۳۵ میلیون رای شمرده شده، ۱۸ میلیون ان به حسن روحانی داده شده که نفر اول میباشد.

نفر دوم کیست؟ 
نفر دوم به آمار رسمی اعلام شده وزارت کشور ۱۵ میلیون ایرانی هستند که واجد شرایط بودند و رای نداند و انتخابات را تحریم کردند. 
که البته به نظر من رقم تحریم کنندگان بالاتر میباشد، زیرا بین این ۳۵ میلیون حساب کنید، چند میلیون دانشجو، کارمند و کسانی که از ترس عواقب رای ندادن در انتحابات شرکت کردند،یافت میشود؟  آیا رقم بالاتر از ۳ میلیون میتواند باشد؟ من آمار دقیق را نمیدانم ولی این احتمال را میدهم که بالاتر باشد. در سال ۲۰۰۳ آمار کارکنان دولت ۲،۳ میلیون تخمین زده شد. تعداد دانشجویان در ایران و خارج از ایران نیز رقم چشمگیری است چه تعداد از این افراد از روی ترس رای دادند؟

محاسبه ساده ای است

در نتیجه نفر اول، تحریم کنندگان هستند.


در نتیجه: 
ما نه نا امید میشویم و نه آنها موفق خواهد شد بین ما تفرقه ایجاد کنند.

دست از دشمنی با کسانی که رای دادند را فورا بر داریم. به جای ان با اسلحه اتحاد به طرف جمهوری اسلامی برویم.
در اصل شخص روحانی انتخاب نشد، روحانی به دلیل قول هایی که داده بود از طرف این ۱۸ میلیون گزیده شد.
وای به روزش اگر به این قول ها عمل نکند و تاریخ ۸ سال خاتمی دوباره تکرار شود و دستش رو شود که یک تدارک چی بیش نبوده!

استراتژی ما این میبایست باشد. که چه تحریم کنندگان چه رای دهندگان باید قدم به قدم روحانی را زیر نظر بگیریم و به محض اینکه کوچکترین نکته ای یافت کردیم که خلاف قول و قرار هایش بوده او را افشا کنیم.

کمپین "Rohani we are watching you" را از همین امروز راه بیاندازیم.

این استراتژی هم میتواند مورد حمایت کسانی بشود که به او رای دادند و وعده و وعیدهای او را باور کردند و هم میتواند کسانی که اصلا در انتحابات شرکت نکردند را به جای نا امید شدن و بی تفاوت شدن به سرنوشت ایران به یک کار اساسی تشویق کند.

بیایید با کمک هم به جهان نشان دهیم هدف ملت ایران در نهایت نجات ایران است نه نجات جمهوری اسلامی

راه ها ممکن است متفاوت باشد ولی هدف یکیست زیرا درد یکیست!

ملت ایران به ان اتحاد خواهد رسید، ملت ایران پیروز خواهد شد, ملت ایران همیشه سر بلند خواهد ماند.

ما میتونیم

پاینده ایران

سوگل ایرم
یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲





۱۳۹۲ خرداد ۲۰, دوشنبه

"لیلا" ترانه خوانده مشهور فرانسوی "میلن فارمر" که برای شاهدخت لیلا پهلوی خواند


ترانه زیبای "لیلا" از خوانده مشهور فرانسوی، "میلن فارمر" که برای شاهدخت لیلا پهلوی خواند.
 Leila- Mylène Farmer


یاد لیلا همیشه در قلبم باقی خواهد ماند. لیلا برای من همیشه ان دختر بچه شاد باقی خواهد ماند که میهنش را به اجبار ترک کرد به امید روزی که با ان بازگردد...
باورش برایم سخته ولی ۱۲ سال از ان روزی که امیدش برای همیشه از بازگشت قطع شد، گزشت ...
حقیقت تلخ این است که لیلا وقتی از دنیا رفت، سالها بود که دیگر شاد نبود...

روحت شاد دخت بزرگ  ایران

سوگل ایرم
۲۰ خرداد ۱۳۹۲، سالگرد درگذشت شاهدخت لیلا پهلوی






متن این ترانه به انگلیسی :
Leila ...
Leila ...
Poor dumb humanity
Forgive polishing gesture
Believe in love
I choose to pray

That which is ...
Not one of your numbers
No rest in the shade
of a life ...
That is not here ...

I know ... I know I
I know ...
It's not life

Body breaks
No hope ...
Eldest daughter
From Iran ...

Infinitely ...

Leila
A part of us even buried
Leila
At night it burns the same
Leila
Bridge stretched between heaven and earth
Leila Leila Leila

Leila
A part of us even buried
Leila
At night it burns the same
Leila
Bridge stretched between heaven and earth
Leila Leila Leila

Poor dumb humanity ...